<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Iran Press Watch فارسی &#187; اتهام توطئه</title>
	<atom:link href="http://www.iranpresswatch.org/fa/post/category/%d8%a7%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%b7%d8%a6%d9%87/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.iranpresswatch.org/fa</link>
	<description>ثبت تعقیب وآزارجامعه بهائیان ایران با ارائه اسناد و مدارک</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 21:46:00 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>تهران: محاکمۀ آقای دیدار رئوفی</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/2348</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/2348#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Mar 2011 02:34:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farzad</dc:creator>
				<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[طهران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=2348</guid>
		<description><![CDATA[
(۱۶ اسفند ۱۳۸۹ (۷ مارس ۲۰۱۱)

آخرین خبرها از ایران
در ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ (۱۲ فوریه ۲۰۱۱)، آقای دیدار رئوفی ساکن تهران به دادگاه فراخوانده و محاکمه شد، ولی هنوز دادگاه رأیی صادر نکرده است. آقای رئوفی پیشتر در ۲۵ دی ۱۳۸۷ (۱۴ ژانویه ۲۰۰۹) دستگیر شده بود و باید در ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ (۱۷ مارس ۲۰۰۹) وثیقه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<address id="date" style="text-align: right;"><img class="alignnone size-full wp-image-1238" title="BWNS" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/09/Screen-shot-2010-09-16-at-10.58.58-AM.png" alt="BWNS" width="227" height="54" />(۱۶ اسفند ۱۳۸۹ (۷ مارس ۲۰۱۱)</address>
</div>
<p style="text-align: right;">آخرین خبرها از ایران</p>
<p style="text-align: right;">در ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ (۱۲ فوریه ۲۰۱۱)، آقای دیدار رئوفی ساکن تهران به دادگاه فراخوانده و محاکمه شد، ولی هنوز دادگاه رأیی صادر نکرده است. آقای رئوفی پیشتر در ۲۵ دی ۱۳۸۷ (۱۴ ژانویه ۲۰۰۹) دستگیر شده بود و باید در ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ (۱۷ مارس ۲۰۰۹) وثیقه ای با مبلغ گزاف هفتصد ميليون ریال ایران (حدود ۷۳۴۵۰ دلار آمریکا) ارائه می کرد</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://news1.persian-bahai.org/2011030718">http://news1.persian-bahai.org/2011030718</a>   :منبع</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/2348/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دفاع از حقوق بهائیان، دفاع از آزادی و دمکراسی است</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1122</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1122#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 17:21:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حمایت موسسات غیر دولتی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=1122</guid>
		<description><![CDATA[
محمد ارسی Mohammad_arasi@yahoo.com
دفاع از حقوق بهائیان، بخشی از موضوع تأسیس آزادی و دمکراسی است

خبر محکومیت ۷ نفر از گردانندگان جامعه بهایی، به ۲۰ سال حبس و زندان عقیدتی، تردیدی باقی نمی‌گذارد که محمود احمدی نژاد و فرقۀ منتظرالظهورش، در تصفیه حساب خشونت آمیز و بی‌رحمانه، با بهائیان ایرانی، گامی به پس نگذاشته‌اند و مصباحیّه و حجتیّه، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="font-family: Tahoma, Arial; font-size: 12px; color: #ff0000; background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: transparent; text-align: right; padding: 0px; margin: 0px;"><span style="font-weight: normal;"></p>
<div id="attachment_1127" class="wp-caption alignright" style="width: 100px"><img class="size-thumbnail wp-image-1127 " title="محمد ارسی Mohammad_arasi@yahoo.com" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/08/Screen-shot-2010-08-25-at-10.11.50-AM-150x150.png" alt="محمد ارسی Mohammad_arasi@yahoo.com" width="90" height="90" /><p class="wp-caption-text">محمد ارسی Mohammad_arasi@yahoo.com</p></div>
<p>محمد ارسی </span><span style="color: #000000; font-family: Georgia, 'Times New Roman', 'Bitstream Charter', Times, serif; font-size: 13px;"><a style="text-decoration: underline; color: #0000dd; background-color: transparent;" href="mailto:Mohammad_arasi@yahoo.com"><span style="font-weight: normal;">Mohammad_arasi@yahoo.com</span></a></span></h3>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #000000; font-family: Georgia, 'Times New Roman', 'Bitstream Charter', Times, serif; font-size: 13px;"><strong>دفاع از حقوق بهائیان، بخشی از موضوع تأسیس آزادی و دمکراسی است<br />
</strong></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #000000; font-family: Georgia, 'Times New Roman', 'Bitstream Charter', Times, serif; font-size: 13px;">خبر محکومیت ۷ نفر از گردانندگان جامعه بهایی، به ۲۰ سال حبس و زندان عقیدتی، تردیدی باقی نمی‌گذارد که محمود احمدی نژاد و فرقۀ منتظرالظهورش، در تصفیه حساب خشونت آمیز و بی‌رحمانه، با بهائیان ایرانی، گامی به پس نگذاشته‌اند و مصباحیّه و حجتیّه، بی‌اعتناء به همه‌ی موازین انسانی و ارزش‌های بین المللی، مصّمم‌اند که جاده‌ی جهل و جنایت را تا به انتهای خونین آن طی کنند.</span></p>
<p><a href="http://www.iran-emrooz.net"><img class="alignleft size-thumbnail wp-image-1125" title="ایران امروز" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/08/Screen-shot-2010-08-25-at-10.04.59-AM-150x27.png" alt="ایران امروز" width="150" height="27" /></a>گو این که، اعضاء جامعه بهایی، بزرگترین گروه بازنده‌ی انقلاب اسلامی از همان آغاز برقراری استبداد ملایی بوده‌اند، اما روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، بر شدت و وسعت آن سرکوب گری‌ها افزوده و این مردم صلح جو ، ایراندوست و مترقی را بیشتر از پیش از حق و حقوقِ انسانی و شهروندی خویش، محروم کرده است.<span id="more-1122"></span></p>
<p>اما نکته بسیار مهم در موج جدید بهایی آزاری، هم ــ زمانی این سرکوب گری‌هاست با سرکوب خشنِ جنبش سبز مردم ایران.</p>
<p>جالب تر این که، عوامل رژیم فقاهتی، فعالان حرکت دمکراتیک و مدنیِ مردم ایران را به سبک شیخ الشریفه‌ها و حکام مستبد عصر قاجاری، بابی و بهایی می‌خوانند. شیخ مستبد، فضل الله نوری، دیروز مشروطه خواهان ایران را بابی مسلک و خارج ازدین می‌خواند، نشریه معلوم الحال کیهان تهران هم که سردبیر آن نماینده‌ی تام الاختیارِ آقای خامنه یی است، امروز، حجت الاسلام محسن کدیور را به دلیل آزاد اندیشی، بهایی می‌نامد. یا عطا الله مهاجرانی را که سالها وزیر ارشاد دولت جمهوری اسلامی بوده، تازه بهایی شده می‌خواند. عجیب تر از همه این که، خانم شیرین عبادی را هم می‌گوید، بهایی شده و برای جامعه بهایی وابسته به اسرائیل کارمی کند.</p>
<p>البته از یاد نبریم که این تهمت‌زنی‌ها، بگیر و ببندها، حبس و شکنجه‌ها یا کشت و کشتارها که در سرزمینی به گستره‌ی ایران انجام می‌گیرد، از حقیقتِ بس مهمی پرده برمی دارد. یعنی روشن می‌سازد که ما ایرانیان از هر حزب و فرقه و محفلی باشیم، به هر دین و آئینی معتقد باشیم، سرنوشت ما همه به هم پیوند خورده، یعنی ظلم و جور و استبداد ملایی ما را به توده‌ی ملت ستمدیده‌ای تبدیل کرده که اکثریت عظیم آن از مشکل واحدی به نام استبداد فقهای ارتجاعی در رنج‌اند.</p>
<p><strong>پیوند مسئله جامعه بهایی با موضوع سکولاریزم و پلورالیسم فرهنگی</strong></p>
<p>بنابراین در دفاع از حقوق انسانی و ملی بهایی‌ها، به بهایی بودن نیازی نیست. یعنی لازم نیست که ما ضرورتاً بهایی باشیم یا گرایش خاصی به بهائیت داشته باشیم تا ستمی را که در حق آنها اعمال می‌شود محکوم کنیم. انسان بودن، ایرانی بودن، به دموکراسی معتقد بودن و اندکی وجدانِ انسانی داشتن، کافیست که ما را به دفاع ازین مردمِ مسالمت جویِ مترقی، متعهد سازد. نکته‌ی بسیار تحسین انگیز در مورد بهائیان ایران این است که، به رغم فشار و خشونتی که علیه آنها اعمال می‌شود، نه از اعتقادات دینی خویش دست می‌کشند و نه از جادۀ مسالمت جویی و صلح‌طلبی خود منحرف می‌گردند. همیشه صبور و مقاوم و امیدوارند.</p>
<p>بنابراین، قبل از هر چیزی ما انسان هستیم. انسان بودن ما بر ایرانی، آمریکایی یا اروپایی بودن ما مقدم است. بر شیعه، سنّی، مسیحی یا بهایی&#8230; بودن ما مقدّم است.</p>
<p>لذا به حکم عدالت خواهی و وجدان انسانی که در خمیرمایه وجود آدمی است، درد و رنج همنوعان خود را باید درک کنیم و در رفع این ظلمی که بی‌شرمانه اعمال می‌شود، ثباتِ قدم داشته باشیم.</p>
<p>دیگر اینکه، موضوع دفاع از جامعه بهایی و برطرف کردن هرگونه تبعیض دینی، مدنی و سیاسی&#8230; در مورد بهائیان و پیروان سایر مذاهب و ادیان&#8230; بخش اساسی از مسئله‌ی وحدت ملی و میهنیِ ماست. ما همه در ایرانی بودن با هم برابریم. هیچکس به سبب پیروی از دین و آئین و مذهب خاصی از حقی محروم یا صاحبِ حق ویژه یی نباید بشود&#8230;</p>
<p>شیخ محمد یزدی، از سران رژیم فقاهتی، زمانی که رئیس دستگاه قضایی در جمهوری اسلامی ایران بود. در ۱۴ ماه می‌۱۹۹۶، چنین می‌گوید: &#8220;هر چند اقلیت‌های مذهبی در ایران از تمام آزادی‌ها و حقوق برخوردار هستند ولی بهائیگری دین نیست، بلکه یک حلقه سازمان داده شده‌ی جاسوسی است.&#8221;</p>
<p>واقعــاً، در عین گریه آور بودن خنـده آور است. چند صد هــزار بهایی ایرانی را از هرگونه حق و حقوق انسانی در سرزمین مــادری شان، ایران، محروم می‌کنیم و بعـد، شعار ایران از آنِ همه‌ی ایرانیان می‌دهیم و از آنها، همبستگـیِ ملی ــ میهنی درخواست می‌کنیم!</p>
<p>و باز، هزاران درود و آفرین بر این مردمِ ستمدیده یی که با وجود این همه ظلم و جوری که در حق آنها روا می‌شود، در ایرانی بودن خود نیز چنین پایدار مانده‌اند و در هر جای جهان که مقیم باشند، نام ایران از زبانشان نمی‌افتد.</p>
<p>نهایت اینکه، مسئله بهائیان ایران و برداشتن بارِ این ستم سنگین عقیدتی از روی آنها، بخشی اساسی از موضوع مهم برقراری پلورالیسمِ مذهبی ــ فرهنگی، مدارای فکری، و ایجادِ دموکراسی حقیقی بر پایه‌ی یک سکولاریسم انسانی است.</p>
<p>زیرا، سنگ بنای مردم سالاری، همان مدارای مذهبی و کثرت گرایی دینی و فرهنگی است که روشنفکران ما به ویژه در جریانِ مبارزاتِ ضد سلطنتی توجهی به آن نداشتند.</p>
<p>اگر در اروپا و آمریکا دموکراسی‌های پایداری را در برابر خود می‌بینیم که از انواع بحران‌های جهانی سربلند بیرون می‌آیند، به این سبب است که با جدایی دین از دولت، رفع تبعیضات دینی و فرهنگی، و گستراندن مدارای فکری میان انواع مذاهب و ادیان، کارکرد مفید و سالم نظام‌های دمکراتیک ممکن شده است.</p>
<p>اگر در هندِ بالای یک میلیارد نفری هم افزون بر نیم قرن است که دمکراسی و آزادی دوام آورده و به چنین رشد و شکوفایی تحسین برانگیزی رسیده از دولتِ سر پلورالیسم دینی و مدارای عمیق مذهبی است که همزیستیِ دمکراتیک صدها میلیون هندی را از هزاران فرقه و مذهب و قوم وکاستِ مختلفِ موجود، ممکن ساخته است.</p>
<p>لذا، موضوع دفاع از جامعه‌ی بهایی، در برابر ستمگری‌های نظام فقاهتی، امری جدای از تلاش و کوشش برای تأسیس آزادی و دموکراسی در ایران نیست.</p>
<p>اگر آزادی حقیقی می‌خواهیم، اگر در پیِ وحدت ملی و رشد و تعالی جمعی هستیم، یا خواهانِ برقراری نظمی دمکراتیک و مترقی، بر مبنای سکولاریزمی انسانی، با ارزش‌های شناخته شده جهانی می‌باشیم، باید در دفاع ازحقوق بهائیان میهن مان، سنگ تمام بگذاریم.</p>
<p>باید همبستگی مان را در برابر مستبدین ظالم حاکم، به جهانیان نشان بدهیم و بگوئیم که هرگونه ستمی به هر فرد و فرقه و گروهی، ظلمِ به همه ما تلقی می‌شود.</p>
<p>شیکاگو ــ شهریور ۱۳۸۹</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/23918/">http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/23918/ منبع</a><strong> </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1122/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پارازیت» باروش فکاهی خود پرده از خرافات علیه بهايیان را بر میدارد»</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1103</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1103#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Aug 2010 08:38:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حمایت موسسات غیر دولتی]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=1103</guid>
		<description><![CDATA[طی گفتگويی با مزه با فرهاد ثابتان سخنگوی جامعه بهايی« پارازیت» رفع خرافات متعصبانيیه ای که بر ضد بهايیان شیوع داده شده است را میکند۰ دمتون گرم
span id=&#8221;more-1103&#8243;>
http://www.youtube.com/watch?v=i6vo_ZV1s8k&#38;playnext=1&#38;videos=W8qg1dtlmVM ۱ منبع
http://www.youtube.com/watch?v=EHko_H-mYfw&#38;feature=related ۲ منبع
http://www.youtube.com/watch?v=Qk0noeu17P0&#38;playnext=1&#38;videos=EfN1-XhfsbA ۳ مبع 
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>طی گفتگويی با مزه با فرهاد ثابتان سخنگوی جامعه بهايی« پارازیت» رفع خرافات متعصبانيیه ای که بر ضد بهايیان شیوع داده شده است را میکند۰ دمتون گرم</p>
<p><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1103"><p><em>Click here to view the embedded video.</em></p></a><span id="more-1103"></span></p>
<p><a href=" http://www.youtube.com/watch?v=i6vo_ZV1s8k&amp;playnext=1&amp;videos=W8qg1dtlmVM">http://www.youtube.com/watch?v=i6vo_ZV1s8k&amp;playnext=1&amp;videos=W8qg1dtlmVM ۱ منبع</a></p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=EHko_H-mYfw&amp;feature=related">http://www.youtube.com/watch?v=EHko_H-mYfw&amp;feature=related ۲ منبع</a></p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=Qk0noeu17P0&amp;playnext=1&amp;videos=EfN1-XhfsbA">http://www.youtube.com/watch?v=Qk0noeu17P0&amp;playnext=1&amp;videos=EfN1-XhfsbA ۳ مبع </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/1103/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کیفرخواستی علیه خاطرۀ جمعی ایرانیان</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/931</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/931#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Jul 2010 18:54:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشت]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=931</guid>
		<description><![CDATA[لیلا چمن خواه , شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹
دادگاه هفت تن از رهبران جامعۀ بهایی ایران (یاران الهی) در 23 خرداد ماه سال جاری برگزار شد. به رغم تلاش برگزار کنندگان دادگاه برای پنهان نگهداشتن محتوای کیفرخواست صادره، از لابلای اتهاماتی که بریده بریده در اختیار مطبوعات قرار گرفت، می توان تصویر کلی کیفرخواست و احتمالاً [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right; "><a style="font-size: 12px; color: #4d87c7; text-decoration: none; padding: 0px; margin: 0px;" href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/july/10//persian/author/name/-9a8023ff74.html">لیلا چمن خواه</a> , شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹</p>
<p style="text-align: right; ">دادگاه هفت تن از رهبران جامعۀ بهایی ایران (یاران الهی) در 23 خرداد ماه سال جاری برگزار شد. به رغم تلاش برگزار کنندگان دادگاه برای پنهان نگهداشتن محتوای کیفرخواست صادره، از لابلای اتهاماتی که بریده بریده در اختیار مطبوعات قرار گرفت، می توان تصویر کلی کیفرخواست و احتمالاً حکمی که در انتطار آنهاست را تصور کرد. متهمان نه وکیلی داشتند و نه هیأت منصفه ای؛ چه ریش و قیچی در دست کیفرخواست نویسانی بود که نه تنها افکار عمومی را لایق چنین اطلاع رسانی هایی نمی دانند، بلکه در مقام قاضی و مدعی العموم و وکیل، نمایش هایی به نام دادگاه ترتیب می دهند و از ما که در چشم آنان نه شهروندان بالغ و عاقل، که بیشتر تودۀ گلِ بی شکل و جسم و روحی هستیم می خواهند که آنها را بپذیریم.<span id="more-931"></span></p>
<p style="text-align: right; ">در خبرهای پراکنده ای که از دادگاه نیمه علنی به بیرون درز کرد، مواردی همچون تبلیغ علیه نظام، جاسوسی برای بیگانگان، بر هم زدن نظم عمومی و امنیت ملی به عنوان مهمترین موارد اتهام مطرح شده بود. این موارد به نسخۀ از قبل آمادۀ پزشکانی می ماند که از سر بی حوصلگی برای معاینۀ بیمار و جهل به علم طبابت، پیشاپیش نوشته شده و برای هر دردی تجویز می شوند.</p>
<p style="text-align: right; ">زنان، کارگران، دانشجویان، اساتید سکولار، روحانیون دگراندیش، فعالان مطالبات قومی و خلاصه هر کسی که از عینک کج و معوج کیفرخواست نویسان ما ریگی به کفشش باشد، هم متهم به تبلیغ علیه نظام است، هم برای بیگانگان جاسوسی می کند، و هم نظم عمومی و امنیت ملی را به خطر می اندازد. پس با این حساب فرق میان بهاییان به عنوان جمعیت اقلیت دینی ایران با بقیه شهروندان ایرانی در چیست؟ اتهام که یکی است و حکم هم لابد یکی، پس دیگر اینهمه تلاشی که قریب دویست سال برای ترسیم مرز میان ما ـ یعنی شهروندان غیر بهایی ایران ـ و آنها صورت می گیرد، برای چه بوده است؟</p>
<p style="text-align: right; ">وقتی می گویم دویست سال، بدون اغراق دو قرن است که دستگاه های دینی و سیاسی ما در حال تولید گفتار قدرتی بوده اند که با بیگانه سازی بهاییت و قبل از آن هم بابیت، آنها را به اقلیت دینی تبدیل کرده است. البته دیرزمانی است که از بابیت دیگر خبری نیست، هر چه هست پیکان حمله متوجه بهاییانی است که فرزندان این آب و خاک اند و با ما در ایرانیت مشترک و جالب است که اتهامات وارده، بر خلاف میل کیفرخواست نویسان مؤید استدلال ماست. همۀ هم و غمّ این گفتار قدرتی که از آن نام بردم مصروف این بوده که &#8220;ما&#8221; و &#8220;آنها&#8221;یی تولید کند و حالا بعد از دو قرن تلاش و در نتیجۀ جهل کیفرخواست نویسان، این مرز از میان رفته و همه یکی شده ایم؛ دست کم در اتهامات که یکی هستیم و این خود دلیل قدرتمندی است بر اینکه اصلاً شاید این &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; را نباید هم جدی می گرفتیم.</p>
<p style="text-align: right; ">تاریخ معاصر را که می کاوی می بینی که در متون تولید شده، اتهاماتی علیه بهاییان آمده که عیناً در کیفرخواست هم تکرار شده است: ارتباط با سفارتخانه های خارجی، دست بردن به اسلحه برای شورش علیه پادشاه وقت (محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار) ـ که در ادبیات امروز اقدام علیه نظام نامیده می شود ـ و دشمنی با اسلام. از این لحاظ اتهامات مطرح شده در کیفرخواست نه تنها اتفاق جدیدی نیست که متهمین با آن بیگانه باشند، بلکه حتی آنها را بازتولید هم کرده اند. کیفرخواست نویسان که وارثان نالایق ردیه نویسان دو قرن پیش اند، بدون توجه به صغری و کبرای منطقی آن متون که در زمانۀ خودش معنادار بود، تنها نتایج را برگرفته و در قالبی نو عرضه کرده اند. بنابراین همچنانکه در ادامه استدلال می کنم جهل مرکبی در کار است: هم جهل نسبت به تاریخ ایران یا بهتر بگویم خاطرۀ تاریخی و جمعی ایرانیان و هم جهل نسبت به مقدمات استدلال های ردیه ها.</p>
<p style="text-align: right; ">اول به استدلال های ردیه ها می پردازم که به خودی خود برای اثبات بی سوادی کیفرخواست نویسان کفایت می کند. منظورم از ردیه در اینجا آثاری مکتوب است که عمدتاً توسط رهبران مکتب شیخی ـ مشایخ ـ نوشته شدند تا پاسخی باشند به اتهاماتی که از سوی نظام سیاسی و روحانیون علیه آنها مطرح شده بود و طی آن اتهامات، مکتب شیخی باعث و بانی اصلی شکل گیری و سر بر آوردن بابیه و بهاییت شناخته می شد. نظام غیریت سازی که ردیه های شیخی ترسیم کردند، هدف اصلی اش تفاوت گذاری میان خود و دیگری بود تا بدین ترتیب هویت جداگانه و تاریخ مستقل و البته آبرومند مکتب شیخی را از پدیدۀ نوظهوری که در آن زمان خطری علیه دین و دولت بود، منفک کند. این تفکیک قائل شدن میان شیخیه و دو جنبش بابی و بهایی &#8211; که بعدها مطرح شد ـ در متن زمانی خود معنادار است: اتهام علیه شیخیه که از سوی روحانیون متعصب و دربار قاجار مطرح می شد آنقدر جدی بود که به تقسیم بندی ابدی میان آنها و بابیان انجامید و در این جملۀ معروف &#8220;بابی بودن شیخی نبودن است&#8221; متجلی شد. همۀ رهبران شیخی که صاحبان اندیشه و فکر و معرفت باطنی ـ شیعی بودند در استمرار ذهنیت جمعی مشترک که بر این غیریت سازی بنا شده بود سهم داشتند که نه تنها برای مکتب شیخی وحدت به بار آورد، بلکه مبنای اولیۀ وحدت جمعی بابیان را هم فراهم کرد. بنابراین این غیریت سازی و تفکیک گذاری به دو سو جهت گیری شده بود: هم وحدت جمعی شیخیان و هم وحدت گروهی طرف مقابلشان. به نظر می رسد که از آن تاریخ تاکنون ما ایرانیان غیربهایی در نهایت خوشبختی به سر می بریم: جنس مان جور بوده و مایۀ شعف مان مهیا. یک دیگری وجود داشته که می شده هر تقصیری را به گردن او انداخت و ابداً هم احساس مسوولیت نکرد. اگر اطلاعات محرمانۀ مملکت به فروش می رفت، اگر در معرض دشمنی غرب و به ویژه اسرائیل بودیم، اگر جوانان مان فاسد می شدند و اگر بنیان خانواده در معرض فروپاشی بود، همه و همه گناه آنهایی بود که با ریاکاری مشغول توطئه علیه ما بودند. کم مانده بود که به رسم اروپای قرون وسطی که بلایای طبیعی چون قحطی و طاعون و وبا و طوفان را بر گردن یهودیان می انداختند، ما هم با تجاهل گناه همه چیز را متوجه بهاییان کنیم.</p>
<p style="text-align: right; ">خوانندۀ امروزی که ردیه های شیخی را می خواند و مقدمات بحث را که در زمان و مکان ایران عصر قاجار عرضه شدند مورد مداقه قرار می دهد، آنها را معنادار و معقول می یابد. اما نویسندگان کیفرخواست که مکرراً اتهامات آن ردیه ها را بدون توجه به این مقدمات و جهل کامل از حوادث تاریخی و فکری به وجود آورندۀ آنها غرغره می کنند و به دعوای شیخی ـ متشرعی از یک سو و شیخی و بابی از سوی دیگر آگاهی ندارند، به طریق اولی نمی دانند که نه تنها دوران این غیریت سازی ها و تفکیک ها دیرزمانی است که به سر آمده، بلکه دیگر نه متشرعان ما آن متشرعان دویست سال پیش اند و نه بابیان آن بابیان. بخش قابل توجهی از روحانیون شیعه امروزه با اتهاماتی مشابه مواجهند و از قضای روزگار در کنار متهمین بهایی به تبلیغ علیه نظام، جاسوسی برای بیگانگان، بر هم زدن نظم عمومی و غیره مشغول. از آن گذشته، اثری از &#8220;تاک و تاک نشان بابی&#8221; هم که در عصر قاجار خطری مشترکی علیه دین و دولت محسوب می شد نیست. مهمتر اینکه دیانت بهایی که بعدها شکل گرفت در بسیاری موارد در نتیجۀ غیریت سازی و تفکیک میان خود و بابیت به وحدت گروهی دست یافت.</p>
<p style="text-align: right; ">اما این غیریت سازی و تفکیک میان ما و دیگری که توانسته بود برایمان هویتی جمعی دست و پا کند و با تعریف ایرانیت به مثابه مسلمان شیعه بودن، بهاییان را به حاشیۀ زندگی اجتماعی و سیاسی در ایران تبعید نماید، مدت زمانی است که با بلوغ فکری ای که پیدا کرده ایم از میان رفته یا دستکم بی اثر شده است. فقط می ماند ته نشین شدن آن در ذهن جمعی برخی لایه های اجتماعی مان که لابد سودی از این تقسیم ها و تفکیک ها می برند.</p>
<p style="text-align: right; ">پل ریکور در مطلبی با عنوان &#8220;خاطره، تاریخ، فراموشی&#8221; به نقش خاطرۀ جمعی در تداوم تاریخی هویت های جمعی ـ که مهمترین آنها هویت ملی است ـ اشاره می کند. به نظر ریکور هویت های جمعی در حقیقت ساختارهای شکل گرفته بر پایۀ خاطرات مشترک می باشند که خود بر اساس یک فرمان یا شعار &#8220;به یاد بیاور&#8221; بنا شده اند که این یادآوریِ مدام و تجدید خاطره با ایجاد احساس &#8220;تداوم تاریخی&#8221; ارتباط نزدیکی دارد. هویت های ملی گوناگون را به این اعتبار می توان بر اساس شیوه های ایجاد خاطرۀ جمعی از یکدیگر تمیز داد. سنت های فرهنگی و اجتماعی به طور مکرر در چارچوب های مختلف هویتی مانند ملت ها به صورت نظامی از متن ها حفظ می شوند. از این منظر عوامل ذهنی یا همان خاطرات جمعی نقش مهمی در شکل گیری هویت ملی دارند. تجربیات ذهنی که یک جمع از سر می گذراند و اهمیت عنصر آگاهی در ایجاد ملت به مثابه یک کل واحد اجزای این ذهنیت را شکل می دهند.[1]</p>
<p style="text-align: right; ">ملت هایی همچون ایران که سابقۀ تاریخی طولانی دارند، بیش از ملت هایی خلق الساعه که غالباً نتیجۀ توافق ها یا بده بستان های بین المللی اند یا تجزیۀ منطقه ای بر عنصر خاطرۀ جمعی بنا شده اند. نظام خاطرۀ جمعی که پر است از پیروزی ها و شکست های یک ملت و سرگذشت آن و به طور کلی فراز و فرودی که یک ملت در طی زمان پیموده، یکی از عوامل اصلی تداوم هویت ملی است. این قبیل حوادث تاریخی مانند جنگ ها، اشغال بیگانه، و ناآرامی های داخلی هر چه که بیشتر اتفاق افتاده باشند، ذخیرۀ خاطرۀ ایرانی را پر بارتر کرده و خودآگاهی جمعی ایرانیان را تداوم بخشیده اند، و دقیقاً یکی از تفاوت های ملت های تاریخی با ملل جدید هم در همین است: خاطرات شخصی از طریق خاطرۀ جمعی چونان سنتی به نسل بعد و نسل های بعدی منتقل می شود و روایت های شخصی افراد مختلف دربارۀ ملت را یک جا گرد هم می آورد.[2]</p>
<p style="text-align: right; ">روایت ریکور از هویت های جمعی روایت میانه ای است در کنار دو روایت بدیل. اولین روایت ملت ها را پدیده هایی طبیعی می داند که قابل مقایسه اند با ارگانیسم های زنده ای که ریشه های زیستی یا شبه زیستی دارند. دومین روایت نیز آنها را اموری اعتباری و زاییدۀ شرایط و مقتضیات دورۀ مدرن می داند که ریشه های آنها را جز در تحولات متأخر نباید جست. روایت های دولتی از هویت ملی را می توان ذیل دستۀ دوم طبقه بندی کرد: شرایط و مقتضیات سیاسی و ایدئولوژیک آنقدر اهمیت دارد که چشم بر حقایق تاریخی و فرهنگی ببندیم و با حشو برخی عناصر (مثل تحولات آئینی ـ اعتقادی، سنت ها و خاطرۀ جمعی) و در عوض افزودن عناصر دیگری هویت سازی کنیم.</p>
<p style="text-align: right; ">خاطرۀ جمعی ملت ایران پر است از نقاط برانگیزاننده ای که هر یک برای ایجاد خودآگاهی جمعی کفایت می کند و بنابراین اگرچه هویت های نوع دوم مانند هویت دینی، طبقاتی و قومی نیز وجود دارند، اما رابطۀ میان این دو نوع هویت طولی است نه عرضی. هر یک از این نقاط برانگیزاننده به شهادت تاریخ روایت جدیدی از هویت ملی ایرانی را طراحی کرده است. جنگ های ایران و روس، انقلاب مشروطه، کودتای اسفند 1299 و انقلاب اسلامی 1357 هر یک نقاط عزیمتی برای طرح روایت جدیدی از هویت ملی بودند؛ هویتی که بر پایۀ نظامی از سنت ها که خود خاطرۀ جمعی ما را به وجود آورده بودند، قرار داشت. بنابراین خاطرۀ هر شهروند ایرانی سهمی در شکل گیری آن خاطرۀ جمعی دارد که اساس هویتی او را شکل می هد و هر تلاشی برای تفکیک و غیریت سازی میان شهروندان سهو سختی است که راه به خطا می برد.</p>
<p style="text-align: right; ">اما خطای صعب تری هم هست: خطای کسانی که فکر می کنند با کیفرخواست هایی که به تقلید از ردیه های دو قرن پیش نوشته شده، می توانند هویت ملی مان را پاره پاره کنند و در گتوهای جدا از هم قرارمان دهند؛ گتوهایی که مبنایی تاریخی و نه جغرافیایی دارند. زهی خیال باطل که سیاست پیشمرگ کردن گروه های قومی و دینی ساکن این مملکت دیگر مایۀ شعف منِ مسلمان شیعه ای نمی شود که نه با اولی تبار مشترکی دارم و نه با دومی کیش مشترکی. کیفرخواست نویسان ما فرش پوسیده ای بافته اند که تارش جهل نسبت به خاطرۀ جمعی ایرانیان است و پودش تجاهل نسبت به حوادثی است که در یک سال گذشته در این مرز و بوم اتفاق افتاده و روایت نویی از هویت ملی را برایمان رقم زده است و این سویۀ دیگر همان جهل مرکبی است که پیشتر از آن نام بردم.</p>
<p style="text-align: right; ">زمانۀ به نعل و به میخ زدن گذشته و با جنبش سبز دوران تبار مشترک و کیش مشترک به سر آمده و هر شهروند ایرانی به بلوغی رسیده که قبلاً نداشت و این به نظر من مهمترین نقطه قوت جنبش سبز است: این دقیقاً همان جایی است که مدنیت جنبش خود را شناسایی می کند. مدنیتی که من از آن نام می برم از آن دست صفات و کیفیاتی است که هم بر پایۀ فضایل مدنی موجب وحدت شهروندان ایرانی شده و هم می تواند رابطۀ دین و دولت را تنظیم کند. با این مدنیت ما از تقسیم بندی نامنعطف و سفت و سخت سکولار / دینی که دین را یا کاملاً به حاشیۀ زندگی سیاسی و جمعی می راند و یا آن را به نفع ملاحظات قدرت خرج می کرد، گذر کرده ایم.</p>
<p style="text-align: right; ">فضایل مدنی که سنگ بنای این مدنیت اند سرمایۀ اجتماعیِ جامعۀ ایرانی را می سازند و این اتفاق بس میمونی است و مگر نگفتیم که حوادث داخلی به اندازۀ جنگ ها و اشغال بیرونی محرک اصلی در بازبینی هویت ملی هر جامعه ای است؟ دیگر باید هویت ایرانی را بر پایۀ سهم شهروندان این جامعه در همزیستی با یکدیگر، اطاعت از قانون و درگیر شدن در فضای عمومی که به خیر عمومی منتهی می شود سنجید و این همان سرمایۀ اجتماعی است که برای نخستین بار در روایتی نو از هویت ایرانی متولد می شود.</p>
<p style="text-align: right; ">گسست بین پیش از تولد جنبش سبز و پس از آن، بیش از پیش در طول خطوط تقابل میان ذهنیت سازی و هویت سازی هایی است صادره از چنین کیفرخواست هایی و مدنی زیستنی که همۀ شهروندان ایرانی را در بر می گیرد. به این تعبیر، جنبش سبز اتمام مدنیت ما است.</p>
<p style="text-align: right; "><strong>پانویس</strong></p>
<p style="text-align: right; ">1- پل ریکور، خاطره، تاریخ و فراموشی، مجلۀ گفتگو، شمارۀ هشت، تابستان 1374، ص 50. []</p>
<p style="text-align: right; ">2- هویت، تاریخ و روایت در ایران، جهانگیر معینی علمداری، در ایران: هویت، ملیت، قومیت، به کوشش دکتر حمید احمدی، (تهران: مؤسسۀ تحقیقات و توسعۀ علوم انسانی، 1383)، صص 43-41.</p>
<p style="text-align: right; "><strong>منابع</strong>:</p>
<p style="text-align: right; ">-       پل ریکور، خاطره، تاریخ، فراموشی، مجلۀ گفتگو، سال هشتم، تابستان 1374.</p>
<p style="text-align: right; ">-       حمید احمدی (به کوشش)، ایران: هویت، ملیت، قومیت، (تهران: موسسۀ تحقیقات و توسعۀ علوم انسانی، 1383).</p>
<p style="text-align: right; ">-       اسلاوی ژیژک، به برهوت حقیقت خوش آمدید، ترجمۀ فتاح محمدی، (تهران: نشر هزارۀ سوم، 1388).</p>
<p style="text-align: right; ">&#8212;-</p>
<p style="text-align: right; "><a href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/july/10//-92fc07d0db.html">http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/july/10//-92fc07d0db.html</a> : منبع</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/931/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بهائی بودن در جمهوری اسلامی جرم است</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/898</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/898#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Jul 2010 17:28:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشت]]></category>
		<category><![CDATA[تخریب منارل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مازندران]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=898</guid>
		<description><![CDATA[پنجشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۹
گزارش روز از نقض حقوق شهروندان بهائی در ایران
f.ghazi(at)roozonline.com فرشته قاضی.
شهروندان بهایی که هفته گذشته منازل متعلق به آنها در روستای ایول مازندران توسط  لودر و کامیون تخریب شد،در مصاحبه با روز اعلام کردند شکایت آنها در خصوص تخریب منازلشان تاکنون مسکوت مانده و مراجع قضایی هیچ پاسخی به آنها نداده اند.دیان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پنجشنبه ۱۷ تير <img class="alignright size-medium wp-image-899" title="Yaran Mosaic 2" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/07/Yaran-Mosaic-2-300x200.png" alt="Yaran Mosaic 2" width="300" height="200" />۱۳۸۹<br />
گزارش روز از نقض حقوق شهروندان بهائی در ایران</p>
<p><a style="font-size: 12px; color: #1d9b9b !important; text-decoration: none; padding: 0px; margin: 0px;" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/july/08//-20aef41aaf.html">f.ghazi(at)roozonline.com</a> <a style="font-size: 12px; color: #4d87c7; text-decoration: none; padding: 0px; margin: 0px;" href="http://www.roozonline.com/persian/author/name/-3e6b2ba6eb.html">فرشته قاضی</a>.</p>
<p>شهروندان بهایی که هفته گذشته منازل متعلق به آنها در روستای ایول مازندران توسط  لودر و کامیون تخریب شد،در مصاحبه با روز اعلام کردند شکایت آنها در خصوص تخریب منازلشان تاکنون مسکوت مانده و مراجع قضایی هیچ پاسخی به آنها نداده اند.دیان علایی، نماینده جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل متحد در ژنو، هم وزارت اطلاعات و دستگاه امنیتی و برخی روحانیون را در پشت قضیه تخریب منازل و اموال شهروندان بهائی می داند و به روزمی گوید: بهایی بودن از نظر جمهوری اسلامی جرم است.رضا ثابتان، سخنگوی جامعه جهانی بهایی نیز تخریب اموال و اماکن متعلق به شهروندان بهائی را برنامه ای منظم می خواند که با دستور حکومت و یا پشتیبانی آن انجام می گیرد.<span id="more-898"></span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;"><strong>وزارت اطلاعات و روحانیون پشت جریان تخریب</strong></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">هفته گذشته 50 منزل متعلق به بهائیان در روستای ایول در مازندران با بولدوزر و 4 کامیون تخریب شد. به گفته اهالی این روستا، خانه هارا چنان با خاک یکسان کرده اند که گویی اصلا از قبل هیچ خانه ای در این منطقه نبوده است.این مساله واکنش های بسیاری را به دنبال داشت، اما اولین تخریب منازل متعلق به بهائیان نبود؛ طی 31 سال گذشته بارها اخباری مبنی بر آتش زدن منازل بهائیان و تخریب قبرستان های متعلق به آنان منتشر شده است.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">رضا ثابتان، سخنگوی جامعه جهانی بهایی در این مورد به روزمی گوید:&#8221; در ایران به طور کلی، تخریب اموال و اماکن بهایی، یک برنامه منظم و از پیش طراحی شده است. چندین قبرستان بهایی را در اصفهان، قائم شهر، شیراز و برخی شهرهای دیگر تخریب کرده اند. اماکن مقدس بهائیان و همچنین برخی منازل آنها را تخریب کرده و به آتش کشیده اند.کاملا معلوم است که دولت یا خود دستور چنین کاری را میدهد و یا از کسانی که اینکارها را انجام میدهند پشتیبانی میکند. چون وقتی به مراجه قضایی مراجعه می شود حاشا میکنند و هیچ امنیتی را برای شهروندان بهایی، به عنوان شهروندان ایرانی تامین نمی کنند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">دیان علائی، نماینده جامعه بین المللی بهائیان در سازمان ملل متحد هم می گوید:&#8221; این مساله ، یک مساله گسترده است که در واقع با پشتیبانی وزارت اطلاعات و برخی از روحانیون انجام می گیرد. در واقع کسانی که اقدام به تخریب می کنند، از قبل برای چنین کاری تشویق می شوند و از سویی می دانند که به هیچ عنوان در این زمینه پاسخگو نخواهند بود. &#8220;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">اما این تخریب ها توسط چه کسانی صورت می گیرد؟ به گفته صاحبان منازلی که هفته گذشته در روستای ایول تخریب شد، کسانی که اقدام به تخریب کردند هیچ لباس رسمی و حکومتی به تن نداشتند و از افراد محلی بودند. فریده روحانی، صاحب یکی از 50 منزلی که در روستای ایول تخریب شد می گوید:&#8221; نمی دانیم دستور از کجا آمده اما همان ساکنان غیر بهائی روستای خودمان، یعنی همان افراد محلی خانه های ما را تخریب کردند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">در اصل این افراد محلی چرا اقدام به تخریب اموال و اماکن بهائیان می کنند؟ رضا ثابتان به این سئوال پاسخ می دهد:&#8221; به نظر می رسد در نقاطی که مردم تعصب مذهبی بیشتری دارند این مسائل بیشتر اتفاق می افتد و حکومت از تعصب مذهبی آنها سوءاستفاده می کند و از همین عرق مذهبی بهره می گیرد. &#8220;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">او می افزاید:&#8221; اوایل انقلاب حکومت به صورت مستقیم عمل و بهائیان را اعدام می کرد اما در چند ساله اخیر، بخصوص یک ساله اخیر، سرکوب شدت گرفته و نوع آن فرق کرده است. الان حمله به بهائیان بیشتر به حالت حملات رسانه ای و تبلغی است و روزی نیست که در رسانه های حکومتی، مطلبی علیه بهائیان منتشر نشود. تمرکز هم بیشتر روی مردم عادی است، یعنی شهروندان عادی بهائی را از کار بیکار می کنندیا از کسب و کار وا می دارند. در شیراز لیستی 400 نفره از کسبه بهایی تهیه و منتشر کرده و نوشته اند که اینها بهایی هستند و از اینها خرید نکنید. از طرفی جمهوری اسلامی با اعزام طلاب قم به روستاهای مختلف، بر ضد بهائیت و شهروندان بهایی، تبلیغات می کند؛ به مردم می گویند افراد بهائی، جاسوس اسرائیل هستند و ضد امنیت ملی اقدام می کنند و &#8230;.. &#8220;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;"><strong>140 بازداشت در یکسال</strong></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">اما آیا برخورد با شهروندان بهایی در ایران در تخریب منازل و اماکن آنها خلاصه می شود؟ فریده روحانی،دیگر شهروند بهائی می گوید:&#8221; خانه هایمان را خراب می کنند. بچه هایمان را نمی گذارند به دانشگاه بروند و بعد از یکی دو ترم آنها را بیرون می کنند. تاکنون ندیده ایم از بچه های بهائی، کسی از دانشگاهها فارغ التحصیل شود.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">ناتولی درخشان نیز می گوید:&#8221; به ما می گویند با شهروندان مسلمان صحبت نکنید چون شما قصد دارید آنها را جذب بکنید در حالی که واقعا چنین چیزی نیست. ما هم ایرانی هستیم نمی توانیم با همشهریان و هموطنان خود حرف نزنیم.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">اما قضیه از سخنان این دو شهروند هم فراتر رفته است. 7 تن از سران بهایی مدتهاست در زندان به سر می برند و به گفته رضا ثابتان، بعد از انتخابات مخدوش 22 خرداد 88، بیش از 140 شهروند بهایی بازداشت شده اند. هر چند 100 نفر از آنها با قرار وثیقه آزاد هستند اما 40 شهروند بهائی همچنان در بازداشت به سر می برند.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">آقای ثابتان می افزاید:&#8221; خوشبختانه کسی در این سالها جانش را از دست نداده است البته اوایل انقلاب که به منازل برخی از بهائی ها حمله کردند برخی از شهروندان بهائی را نیز به آتش کشیدند اما دراین سالهای اخیر چنین موضوعی نبوده است. هر چند که در شیراز یک شهروند بهائی را بعد از چند بار تهدید، گرفتند و با زنجیر به درخت بستند تا او را آتش بزنند اما باز نتوانستند چون چند نفر رسیده و مانع شده بودند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">دیان علائی نیز با اشاره به بازداشت و محاکمه 7 تن از سران بهائی می گوید:&#8221; دادگاه آنها به پایان رسیده و در انتظار صدور حکم هستند و ما به شدت نگران وضعیت آنها و حکمی هستیم که صادر خواهد شد. تا پیش از این خانواده ها هفته ای یکبار می توانستند به صورت کابینی با آنها ملاقات کنند اما متاسفانه اخیرا و بعد از پایان دادگاه خبر داده اند که دو هفته یکبار حق ملاقات خواهند داشت.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;"><strong>سرانجام شکایات بهائیان</strong></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">به گفته شهروندان بهائی تاکنون هیچ یک از شکایات آنها در مراجع قضایی سرانجامی نداشته و هیچ پاسخی نگرفته اند.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">رضا ثابتان می گوید:&#8221; مراجع قضایی در صورت مراجعه افراد بهائی برای تخریب اموال و اماکن و آزارهای دیگر، یا کلا قضیه را حاشا می کنند و یا هیچ رسیدگی نمی کنند. مثلا همان فرد شیرازی که به درخت بسته و قصد به آتش کشیدن او را داشتند، به مراجع قضایی شکایت کرد. گفتند پی گیری می کنیم اما در اصل هیچ نوع پی گیری صورت نگرفت و هیچ پاسخی ندادند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">ناتولی درخشان هم درباره تخریب منازل بهائیان در روستای ایول می گوید:&#8221; ما رسما شکایت کردیم. افراد محلی به ما گفته بودند با مراکز دولتی هماهنگ کرده ایم و ما در شکایت همین را ذکر کردیم اما زود ایراد گرفتند که نوشته شما علیه نظام است.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">وی می افزاید:&#8221; ما اکنون به تمام مراکز شکایت کرده ایم؛ از قوه قضائیه گرفته تا بیت رهبری و امام جمعه ساری یعنی آیت الله واعظ طبسی و نماینده های ساری در مجلس شورای اسلامی و خواسته ایم که رسیدگی کنند اما تاکنون هیچ جوابی نگرفته ایم و همچنان منتظریم.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">دیان علائی اما می گوید بهائیان شکایات خود را از طریق نهادهای حقوق بشری سازمان ملل پی گیری می کنند.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">به گفته او، تمام تخریب ها و حملات به بهائیان با پشتوانه وزارت اطلاعات است و قاضی ها هیچ کاری نمی توانند بکنند.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">او توضیح می دهد:&#8221; ما از طریق سازمان ملل قضایا را پی گیری می کنیم؛ در واقع گزارشگران ویژه سازمان ملل از دولت ایران سئوال می کنند و پاسخ می خواهند و بعد جواب خود را منتشر می کنند که مثلا دولت ایران جواب داد یا نداد و یا چه جوابی داد.در کل این پروسه طولانی است اما متاسفانه ما به جز گزارش های گزارشگران ویژه و قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل، هیچ کار دیگری نمی توانیم بکنیم.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">خانم علایی با اشاره به قضیه روستای ایول می گوید:&#8221; برای این روستا دیگر نمی توان کاری کرد چون اتفاق افتاده اما شاید تلاش ها و گزارشاتی که به نهادهای حقوق بشری سازمان ملل داده ایم و می دهیم باعث شود از تهدیدات و اقدامات مشابه در روستاها و شهرهای دیگر جلوگیری شود.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;"><strong>بهایی بودن در کیفرخواست ها</strong></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">چرا این نوع برخوردها با شهروندان بهائی در ایران صورت می گیرد؟به شکایات آنها رسیدگی نمی شودو دربرخی کیفرخواست های صادره علیه معترضان به انتخابات مخدوش 22 خرداد، بهایی بودن یا ارتباط با بهائیان به عنوان اتهام ذکر می شود؟</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">رضا ثابتان در پاسخ می گوید:&#8221;کاملا مشخص است که تنها دلیل سرکوب بهائیان، دین و آئین آنها است. هر چند جمهوری اسلامی می گوید ما کسی را به خاطر دین و مذهبش زندانی نمی کنیم اما مدارک زیادی در این زمینه وجود دارد. افراد بسیاری را به اتهام ساختگی جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت کرده و از آنها خواسته اند در برگه ای بنویسند و امضا کند که بهائی نیستند تا آنها را آزاد کنند. خب اگر راست می گویند این چه جاسوسی است که با چنین برگه ای آزاد می شود؟&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">وی می افزاید:&#8221; نه تنها بهایی بودن در جمهوری اسلامی جرم است بلکه کسان دیگری که به شهروندان بهائی کمک یا با آنها ابراز همدردی می کنند نیز در مظان اتهام قرار می گیرند. چنانچه درباره خانم عبادی دیدیم تنها به دلیل دفاع از حقوق بهائیان، گفتند او بهائی است و &#8230;.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">خانم علائی نیز با بیان اینکه سرکوب شدید طی سال گذشته و چند ساله اخیر علیه بهائیان در جریان بوده است، می گوید:&#8221; وقتی در کیفرخواست ها، بهائی بودن یا داشتن رابطه با بهائی ها را اتهام ذکر می کنند، همین نشانگرنوع دیدگاه جمهوری اسلامی به شهروندان بهائی است. اما مساله این است که اگر آزادی دین و مذهب در ایران وجود دارد نباید داشتن آئین بهائیت، جرم باشد.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">وی می افزاید:&#8221; 22 خرداد بهانه ای برای سرکوب بیشتر دگر اندیشان، روزنامه نگاران، فعالان مدنی و افلیت های دینی و مذهبی از جمله شهروندان بهائی شد. در روز عاشورا چند نفر بهائی را گرفتند و گفتند وقایع روز عاشورا زیر سر اینها بوده و اینها رقم زده اند.در حالیکه خودشان نیز می دانستند چنین چیزی نبوده است. &#8220;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">به گفته خانم علائی« اتفاقی که در 22 خرداد افتاد، نقض حقوق بشر همه ایرانیان بود؛ اما شهروندان بهائی چون یکی از ضعیف ترین گروهها در ایران هستند، وقتی نقض حقوق بشر به صورت گسترده انجام می گیرد روی بآنها بیشتر فشار می آورند و این نقض گسترده تر می شود.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;"><strong>داستان روستای ایول چه بود؟</strong></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">چه کسانی و با چه پشتوانه ای این روستا را تخریب کردند و ساکنان این روستا هنگام تخریب کجا بودند؟</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">ناتولی درخشان، یکی از بهائیانی که منزل او به همراه 49 منزل دیگر تخریب شده در توضیح چگونگی این ماوقع به روز می گوید:&#8221; در هیچ کجای دنیا سراغ نداریم یکباره 50 خانه را این چنین تخریب کنند ؛ما واقعا از این قضیه بهت زده هستیم.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">فریده روحانی، شهروند بهائی که منزل او نیز در جزو این 50 منزل تخریب شده است نیز می گوید:&#8221; 27 سال پیش، خانه های ما را آتش زدند و ما را از خانه هایمان بیرون کردند اما خانه های ما نیمه سرپا بود و هر سال ما از پاسگاه کیاسر، نامه می گرفتیم و همراه با دو مامور به آنجا می رفتیم تا اندک زمین هایی راکه هنوز از دست ما نگرفته بودند کشت کنیم. گاهی نیز به خاطر کشت یا برداشت در منازل خودمان در روستای اویل می ماندیم که البته همیشه مامورها هم با ما می ماندند اما همین نیز دلیل نمی شد که آزار نبینیم. می آمدند سنگ میزدند و شعار می دادند و نیمه شب ها مزاحمت ایجاد می کردند تا اینکه هفته قبل کلا خانه هایمان را با خاک یکسان کردند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">ناتولی درخشان نیز توضیح می دهد:&#8221;27 سال پیش دقیقا از 7 تیر سال 62، ما را تهدید کردند که یا باید مسلمان شوید یا از اینجا بروید. حمله کردند با بیل و کلنگ برخی را به شدت زدند و خانه ها را به آتش کشیدند . تعدادی را در تکیه ها زندانی کردند . هر روز واعظ برایشان حرف می زد که باید مسلمان شوید و بهشت بروید و بعد هم همه را از روستا بیرون کردند. هر چقدر به مراکز دولتی رفتیم و شکایت کردیم کسی جوابی نداد؛ حتی فتواهای مختلف برایشان آوردیم که ما هم شهروند هستیم اما کسی گوش نکرد و بیرونمان کردند و قسمت اعظمی از زمین هایمان را گرفتند و خانه های ویلایی برای خود ساختند. تا اینکه دو روز قبل از تخریب خانه هایمان، زمزمه هایی از افراد محلی مبنی بر تخریب شنیدیم اما باور نمی کردیم.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">او سپس به اقداماتی که برای جلوگیری از تخریب خانه هایشان صورت داده اند اشاره می کند:&#8221; به فرمانداری، بخشداری، استانداری و پاسگاه خبر دادیم اما به ما گفتند نه از طریق شرعی و نه از طریق قانونی چنین امکانی وجود ندارد و این قضیه کذب است. تا اینکه روز واقعه یکی از دوستان ما به سر خاک مادرش در قبرستان بهائیان می رود و همان جا به او حمله می کنند و او و خانواده اش را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و او می بیند که دارند خانه ها را تخریب می کنند. او خبر داد و به بخشداری و پاسگاه رفتیم و خبر دادیم اما در حالیکه در همان زمان داشتند خانه ها را تخریب می کردند پاسگاه این مساله را تکذیب می کرد و هیچ اقدامی برای جلوگیری از تخریب صورت نداد.  این نشان می دهد که سخن افراد محلی که می گفتند با هماهنگی مراکز دولتی اینکار را می کنیم، صحت دارد. ما حتی به دادگاه کیاسر هم رفتیم و شکایت کردیم اما گفتند باید روال قانونی طی شود گفتیم هم اکنون در حال تخریب هستند تخریب را متوقف کنید اما متاسفانه هیچ توجهی نکردند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">فریده روحانی اما از امید به بازگشت به خانه هایشان بعد از 27 سال سخن می گوید:&#8221; ما هنوز امید داشتیم بعد از 27 سال به خانه هایمان برگردیم و آبادشان کنیم اما تمام وسایل موجود در خانه ها را بردند و در خیابان ها ریختند و چوب های خوب و به درد بخور خانه ها را کندند و بردند و بقیه را با خاک یکسان کردند.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">او می افزاید:&#8221; 27 سال پیش همه را در تکیه نگهداشتند حتی آب و غذا نمی دادند تا مسلمان شوند و از دین و آئین خود دست بکشند اما نشد و بیرونمان کردند و الان هم اینطور کرده اند. در حالیکه ما هم ایرانی هستیم. من یک بهائی ایرانی هستم. ایول زادگاه من است و آنجا زاده و بزرگ شده ام اما الان اجازه نمی دهند حتی برای سرزدن به اموات به قبرستان مان برویم.&#8221;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;">ناتولی درخشان اما از شهروندان مسلمانی که به شهروندان بهائی کمک می کنند سخن می گوید:&#8221; این روزها خیلی از هموطنان مسلمان ما آمدند با ما اشک ریختند و از ما عذرخواهی کردند و دستان ما را گرفتند و ما از همه آنها تشکر می کنیم. &#8220;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: tahoma, arial !important; padding: 0px;"><a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/july/08//-20aef41aaf.html">http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/july/08//-20aef41aaf.html</a> :منبع</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/898/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بهائی ها در ایران</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/876</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/876#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 23:40:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[تخریب منارل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=876</guid>
		<description><![CDATA[
حمله سازمان داده شده مردان ناشناس با بلدوزر و لودر به روستائی در شمال ایران و خراب کردن نزدیک به پنجاه خانه بهائی ها در این روستا آذار و اذیت بهائی هادر ایران را به اوج تازه ای رسانده است. امروز کلیه اعضای رهبری بهائی ها در ایران در زندان هستند – جرمشان: جاسوسی برای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0.83em; margin-left: 0px; font-size: 1em; line-height: 1.7; text-align: right; padding: 0px;">
<div id="attachment_880" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2009/02/000000_ptv_documentaries.shtml"><img class="size-thumbnail wp-image-880" title="برنامه های مستند بی بی سی" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/06/Screen-shot-2010-06-30-at-4.19.55-PM-150x150.png" alt="برنامه های مستند بی بی سی" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">برنامه های مستند بی بی سی</p></div>
<p>حمله سازمان داده شده مردان ناشناس با بلدوزر و لودر به روستائی در شمال ایران و خراب کردن نزدیک به پنجاه خانه بهائی ها در این روستا آذار و اذیت بهائی هادر ایران را به اوج تازه ای رسانده است. امروز کلیه اعضای رهبری بهائی ها در ایران در زندان هستند – جرمشان: جاسوسی برای اسرائیل. چرا بهائی ها در ایران به این اندازه اذیت می شوند؟ گزارش مستندی کسری ناجی را از مرکز جانی بهائی ها در شهر حیفا در شمال اسرئیل.<span id="more-876"></span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0.83em; margin-left: 0px; font-size: 1em; line-height: 1.7; text-align: right; padding: 0px;">این برنامه ها توسط بخش تولید فیلم های مستند بی بی سی و یا شرکت های مستقل تهیه شده اند و طیف وسیعی از موضوعات گوناگون از جمله علوم، معماری، محیط زیست و تحولات سیاسی و وقایع تاریخی معاصر را در بر می گیرند. تاریخ اسلام در اروپا، درمان های جایگزین، قدرت هنر، ماجراجویی در معماری، پخت و پز در منطقه خطر، و کودکان در خط مقدم از جمله این برنامه های مستند است.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0.83em; margin-left: 0px; font-size: 1em; line-height: 1.7; text-align: right; padding: 0px;">به دليل نداشتن حق پخش از طريق وبسايت، امکان پخش اکثر اين برنامه ها در اين صفحه وجود ندارد. اين برنامه ها را می توانيد در ساعت های مشخص شده در جدول پخش برنامه ها، در تلويزيون فارسی بی بی سی تماشا کنيد.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0.83em; margin-left: 0px; font-size: 1em; line-height: 1.7; text-align: right; padding: 0px;"><a style="text-decoration: underline; color: #006699;" href="mailto:mostanad@bbc.co.uk">mostanad@bbc.co.uk</a> :آدرس پست الکترونیک برنامه های مستند</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0.83em; margin-left: 0px; font-size: 1em; line-height: 1.7; text-align: right; padding: 0px;"><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2009/02/000000_ptv_documentaries.shtml">http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2009/02/000000_ptv_documentaries.shtml</a> :منبع</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/876/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محکومیت افشین ایقانی به چهار سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/837</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/837#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Jun 2010 20:54:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[سمنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=837</guid>
		<description><![CDATA[خبرگزاری هرانا &#8211; افشین ایقانی از شهروندان بهایی اهل سمنان به چهار سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد
حکم چهار سال حبس تعزیری به اتهام&#8221; تشکیل گروه هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور&#8221; – در رأی صادره اظهار می شود که هر فعالیت مربوط به آئین بهائی غیرقانونی است و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">خبرگزاری هرانا &#8211; افشین ایقانی از شهروندان بهایی اهل سمنان به چهار سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد</p>
<div id="attachment_780" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><img class="size-thumbnail wp-image-780" title="Semnan, Iran" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/06/Semnan-Iran-150x150.png" alt="Semnan, Iran" width="150" height="150" /><p class="wp-caption-text">Semnan, Iran</p></div>
<div id="attachment_838" class="wp-caption alignleft" style="width: 108px"><img class="size-full wp-image-838" title="Afshin Iqani" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/06/Afshin-Iqani.png" alt="افشین ایقانی از شهروندان بهایی اهل سمنان" width="98" height="118" /><p class="wp-caption-text">افشین ایقانی از شهروندان بهایی اهل سمنان</p></div>
<p style="text-align: right;">حکم چهار سال حبس تعزیری به اتهام&#8221; تشکیل گروه هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور&#8221; – در رأی صادره اظهار می شود که هر فعالیت مربوط به آئین بهائی غیرقانونی است و بنا براین هیچ هدفی جز برهم زدن امنیت کشور ندارد – و سه ماه و یک روز دیگر به اتهام &#8220;تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه های مخالف نظام (بهائیت)&#8221; صادر شده است.<span id="more-837"></span></p>
<p style="text-align: right;">به گزارش سرویس جامعه بهایی، در رأی هم چنین اشاره شده است که بازداشت قبلی آقای ایقانی جزء حکم او محسوب خواهد شد و این که به تشخیص کارشناسان وزارت اطلاعات همۀ دارایی های او که مربوط به اتهاماتش است مصادره می شود. به علاوه چون زندان سمنان فاقد امکانات مناسب نگهداری این گونه متهمین می باشد، آقای ایقانی به زندانی در استان تهران فرستاده خواهد شد.</p>
<p style="text-align: right;">او بیست روز برای تقاضای تجدید نظر علیه این حکم فرصت دارد.</p>
<p style="text-align: right;">آقای ایقانی در 15 دی سال 88 دستگیر و نهم اسفند سال 88  با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی، آزاد شده بود.</p>
<p style="text-align: right;">گفتنی است در 21 اسفند 1387 مأموران وزارت اطلاعات به مغازۀ آقای ایقانی یورش برده بودند و نیمی از اجناس او را توقیف کردند و از او خواستند که اجناس باقیمانده در مغازه را قبل از سال نو به فروش رساند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/2297-1.html">http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/2297-1.html</a> : منبع</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/837/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازداشت یک شهروند بهایی در مشهد</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/834</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/834#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Jun 2010 20:50:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foad</dc:creator>
				<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[مشهد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=834</guid>
		<description><![CDATA[
خبرگزاری هرانا &#8211; نورا نبیل زاده شهروند بهایی ساکن مشهد از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی  بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد

عصر روز سه‌شنبه اول تیرماه، در حالیکه نورا نبیل‌زاده به همراه تعدادی از دوستان خود در یک اقدام اجتماعی، برای بچه های یک پرورشگاه در مشهد، برنامه و موسیقی اجرا می کردند، از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">
<div id="attachment_835" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mashhad"><img class="size-thumbnail wp-image-835" title="Mashhad, Iran - مشهد" src="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2010/06/Screen-shot-2010-06-25-at-1.45.57-PM-150x150.png" alt="Mashhad, Iran - مشهد" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">Mashhad, Iran - مشهد</p></div>
<p style="text-align: right;">خبرگزاری هرانا &#8211; نورا نبیل زاده شهروند بهایی ساکن مشهد از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی  بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد</p>
<p><span id="more-834"></span></p>
<p style="text-align: right;">عصر روز سه‌شنبه اول تیرماه، در حالیکه نورا نبیل‌زاده به همراه تعدادی از دوستان خود در یک اقدام اجتماعی، برای بچه های یک پرورشگاه در مشهد، برنامه و موسیقی اجرا می کردند، از سوی نیروهای اطلاعات و درحالیکه حکم بازداشت وی را به اتهام تبلیغ بهاییت در اختیار داشتند، بازداشت شد.</p>
<p style="text-align: right;">به گزارش رادیو کوچه، ماموران پس از بازداشت وی، با یکدیگر به منزل خانواده‌‌‌ی او رفته و ضمن تفتیش کامل منزل، کلیه‌ی کتب مربوط به دیانت بهایی، کامپیوتر، لپ تاپ و موبایل‌های همه اعضای خانواده را ضبط کرده و با خود بردند.</p>
<p style="text-align: right;">گفتنی است دور جدیدی از فشارها بر پیروان دیانت بهایی از روزهای گذشته آغاز شده است. بر این اساس تاکنون ۹ تن از پیروان این آیین بازداشت شدند و در زندان به سر می‌برند</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/2290-1.html">http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/2290-1.html </a>:منبع</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/834/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاریخچه محرومیت بهائیان ایران از آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/576</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/576#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 12:08:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حق تحصيل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[اتهامات]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حق تحصیل بهائیان]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=576</guid>
		<description><![CDATA[ 
وحید صادقی
پس از انقلاب اسلامی ایران در کنار انواع محرومیت و فشار بر جامعه بهائی ایران، محرومیت از تحصیلات عالی و فشار بر دانشگاهیان بهائی، مقارن با انقلاب فرهنگی در سال 1359 آغاز گردید.این محرومیت شامل اخراج کارمندان و استادانی که پیرو آئین بهائی بودند، وهمچنین اخراج کلیه دانشجویان بهائی وجلوگیری از ورود به دانشگاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p dir="rtl"><strong>وحید صادقی</strong></p>
<h4 dir="rtl">پس از انقلاب اسلامی ایران در کنار انواع محرومیت و فشار بر جامعه بهائی ایران، محرومیت از تحصیلات عالی و فشار بر دانشگاهیان بهائی، مقارن با انقلاب فرهنگی در سال 1359 آغاز گردید.این محرومیت شامل اخراج کارمندان و استادانی که پیرو آئین بهائی بودند، وهمچنین اخراج کلیه دانشجویان بهائی وجلوگیری از ورود به دانشگاه در سالهای بعد می شود.</h4>
<p dir="rtl"><strong>اخراج کارمندان و استادان بهائی</strong></p>
<p dir="rtl">پیش از انقلاب ، تعدادی از استادان و استادیاران و بخشی از کارمندان دانشگاه های ایران را پیروان آئین بهائی تشکیل می دادند. نامهائی چون دکتر محمد باقر هوشیار، دکتر جمال الدین مستقیمی ( پدر آناتومی ایران )، دکتر علیمراد داوودی (که ربوده شد)، پروفسور منوچهر حکیم ( که ترور شد )،دکتر شاپور راسخ، مهندس هوشنگ سیحون، دکتر خسرو مهندسی ( که اعدام گردید)، خانم ژینوس محمودی (که اعدام گردید)، دکتر فرامرز سمندری (که اعدام گردید)، دکتر مهری راسخ، دکتر محمد افنان، دکتر فرهنگ هلاکوئی، دکتر طلعت بصاری، دکتر پرویز جاوید، دکتر مهوش نیکجو، دکتر ابراهیم واحدیان ،دکترپروین متحده، دکتر نعیم خاضعی، دکترنورالدین حبیبی، دکتر هوشنگ پاکزاد، دکتر عنایت الله مظلومی، دکتر اسماعیل قدیریان، دکتر فواد تقی زاده، دکتر رحمت الله اشراقی، مهندس کیومرث ایزدی، و &#8230; نمونه هائی قابل اشاره اند.</p>
<p dir="rtl">از سال 1358 تا شروع انقلاب فرهنگی در سال 1359 به تدریج کلیه استادانی که هنوز مشغول خدمت بودند، با حکم اخراج از دانشگاه مواجه شدند و تاکنون علیرغم پیگیری آنان در سطوح ملی و بین المللی، تغییری در وضعیت آنان رخ نداده است. همچنین 30 سال است که هیچ شهروند بهائی ایرانی در دانشگاه های ایران استخدام نشده است.<span id="more-576"></span></p>
<p dir="rtl"><strong>اخراج دانشجویان بهائی و محرومیت جوانان بهائی</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>مرحله اول</strong><strong>  1358) </strong><strong>تا 1362</strong><strong>(</strong></p>
<p dir="rtl">در تابستان سال 1358 و دراولین کنکور سراسری بعد از انقلاب که هنوز بهائیان مجاز به تحصیل بودند، صدها دانش آموز با آئین بهائی پس از موفقیت در کنکور به دانشگاه ها راه یافتند. همچنین صدها دانشجوی دیگربهائی که قبل از انقلاب وارد دانشگاه ها شده بودند، مشغول تحصیل بودند. از سال 1359 دانشگاه های ایران به مدت 3 سال به مناسبت انقلاب فرهنگی تعطیل بود وپس از بازگشائی دانشگاه ها در سال 61 و درزمان ثبت نام مجدد در تیرماه 1362، دانشجویان بهائی دانشگاه ها، نام خود را در فهرست <strong>محرومین از تحصیل</strong> بر تابلوهای اعلانات مشاهده کردند. تعداد آنان در آن زمان بالغ بر 700 نفر می شد و علت محرومیت تمامی آنان بر اساس مندرجات فرم اخراج که به آنان ارائه شد، صرفا<strong> </strong><strong>ماده اول بند د</strong><strong> </strong>، یعنی<strong> </strong><strong>اقرار به بهائی بودن</strong> عنوان گردید.</p>
<p dir="rtl"><strong>مرحله دوم</strong><strong> 1362) </strong><strong>تا 1367</strong><strong>(</strong></p>
<p dir="rtl">در طی این 5 سال علیرغم پیگیری این دانشجویان و مراجعه به مراجع گوناگون قانونی و انعکاس وضعیت آنان در رسانه ها و مجامع بین المللی، وبا وجودی که تعداد بسیاری از دانشجویانی که به اتهام گرایشهای سیاسی اخراج شده بودند، به تدریج به دانشگاه بازگشتند، هیچ یک از دانشجویان بهایی امکان بازگشت به دانشگاه را نیافتند چرا که شرط این بازگشت، اعلام عدم اعتقاد به آیین بهایی عنوان شده بود، در حالیکه بهائیان، اساسا کتمان عقیده را مجازنمی دانند.</p>
<p dir="rtl"><strong>مرحله سوم</strong><strong>) </strong><strong>1367 تا 1383</strong><strong>(</strong></p>
<p dir="rtl">در 15 سال بعد، هیچ تغییری در وضعیت دانشجویان اخراجی و دهها هزار جوان بهایی که هر سال به سن تحصیلات عالی می رسیدند و خود را محروم می یافتند، حاصل نشد و کم کم <strong>نسلی از ایرانیان محروم از تحصیل</strong>، در پشت درهای دانشگاه های ایران شکل گرفت. این در حالی بود که در تمام این سال ها، گسترش کمی ظرفیت دانشگاه های کشور با رشدی فزاینده مواجه بود و بر اساس گزارشهای رسمی ، دانشجویانی از 70 کشوربیگانه، با مذاهب و ملیت های گوناگون، در دانشگاه های ایران تحصیل می کردند.</p>
<p dir="rtl"><strong>مرحله چهارم </strong><strong>)</strong><strong>1383 تا کنون &#8230;1388</strong><strong>(</strong><br />
در تمام 5 سال گذشته، پیگیری جامعه بهایی ایران برای احقاق حق تحصیل دانشجویان و شهروندان بهایی، با فرازو نشیب هائی ادامه داشته است.<br />
در سال 1383 نهایتا با حذف &#8221; پرسش از مذهب داوطلب در فرم ثبت نام کنکور&#8221;، امکان ثبت نام در کنکور سراسری برای شهروندان بهایی فراهم شد و نزدیک به 1000 نفر از بهاییان، اکثرا بدون آمادگی کافی در کنکور این سال شرکت نمودند و در واقع فقط از <strong>حق ثبت نام در کنکور</strong><strong> </strong>سراسر )و نه دانشگاه آزاد) برخوردار شدند. اما صرف نظر از پله اول، در سایر پله ها هر سال تا کنون مواجه با مانعی جدید بوده اند. عدم ارائه کارنامه به علت موهوم <strong>نقص پرونده</strong>، عدم اعلام قبولی و حذف داوطلبانی حتی با رتبه های یک و دو رقمی، قبولی گزینشی چند نفر معدود از میان صدها نفر و مردود اعلام نمودن بی دلیل بقیه، همگی از موانعی بوده که این شهروندان با آن روبرو بوده اند.</p>
<p dir="rtl">صرفا در سال 1385، در حدود 200 نفر از آنان در دانشگاه ها پذیرفته شدند که بسیاری از آنان نیز طی روندی دائم، در حال اخراج از دانشگاه ها هستند. در این میان دانشجویانی بهائی وجود دارند که یک بار در سال 1362 و بار دیگر درزمان حاضراز دانشگاه اخراج شده اند و برای احقاق حق خود، مجددا در کنکور ثبت نام می کنند. شرکت در کنکور و عدم راه یابی به دانشگاه به دلایلی غیراز صلاحیت علمی، و یا اخراج بعد از قبولی به دلیل اعتقاد مذهبی، مجموعا وضعیت جدید و ناامنی را به وجود آورده که آن دسته از جوانان وشهروندان ایرانی که پیرو آئین بهائی هستند در این سال ها تجربه می کنند.</p>
<p style="text-align: right;">اگر برای هر سال محرومیت از تحصیل هر فرد، واحدی بعنوان <strong>نفر- سال</strong> در نظر بگیریم، می توان گفت که دهها هزار ایرانی بهائی که نسل کاملی را تشکیل می دهند، از سال 1362 تاکنون (1388)، <strong>صدها هزار</strong><strong> نفر- سال </strong>از تحصیل محروم بوده اند. در واقع در ایران امروز، با پدیده محرومیت بهائیان از تحصیلات عالی، شاهد نمونه ای کامل از <strong>نسل کشی تمام عیار فرهنگی</strong> هستیم. نمونه ای که برای مطالعات مربوط به حذف فرهنگی ، موردی زنده و البته تاسف بار را معرفی می نماید</p>
<h4 style="text-align: right;">نه نقل از <a href="http://hamava.org/node/105" target="_blank">هم‏آوا</a></h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/576/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازداشت یک شهروند بهایی در شهر یزد</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/574</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/574#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 11:58:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه فعالان حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=574</guid>
		<description><![CDATA[یک شهروند بهایی ساکن یزد پس از احضار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد
به گزارش هرانا به نقل از کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آقاي &#8220;سهيل روحاني فرد&#8221; شهروند بهايي 44  ساله ساكن يزد (برادر بهنام روحاني فرد كه حدود 10 روز پيش بازداشت شده بود)، روز يكشنبه مورخ 26 مهرماه به اداره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;">یک شهروند بهایی ساکن یزد پس از احضار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد</h4>
<p style="text-align: right;">به گزارش هرانا به نقل از کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آقاي &#8220;سهيل روحاني فرد&#8221; شهروند بهايي 44  ساله ساكن يزد (برادر بهنام روحاني فرد كه حدود 10 روز پيش بازداشت شده بود)، روز يكشنبه مورخ 26 مهرماه به اداره اطلاعات شهر يزد احضار شده بود که پس از مراجعه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد</p>
<p style="text-align: right;">قابل ذكر است منزل نامبرده در 5 مهر ماه سال جاري توسط نیروهای امنيتي تفتيش و كامپيوتر، موبايل و بعضي وسايل شخصي دیگر نامبرده ضبط شده بود</p>
<p style="text-align: right;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/574/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مامن رضایی: برای پدرم و دیگر زندانیان بهایی</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/571</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/571#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 11:03:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[محافل ملی]]></category>
		<category><![CDATA[محفل ملی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>
		<category><![CDATA[اتهامات]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یاران ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=571</guid>
		<description><![CDATA[انتشار- کمیته گزارشگران حقوق بشر
ساعتهاست بر صندلی های سالن انتظار اوین نشسته ایم تا اسامیشان را بخوانند. از بلندگوصدایی میگوید: مهوش ثابت ! فریبا کمال آبادی ! وحید تیز فهم ! عفیف نعیمی !جمال الدین خانجانی! بهروز توکلی ! سعید رضایی !
پله ها را با سرعت طی می کنیم. هیجان در چشمان همه موج میزند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="TEXT-ALIGN: right">انتشار- کمیته گزارشگران حقوق بشر</h4>
<p dir="rtl">ساعتهاست بر صندلی های سالن انتظار اوین نشسته ایم تا اسامیشان را بخوانند. از بلندگوصدایی میگوید: مهوش ثابت ! فریبا کمال آبادی ! وحید تیز فهم ! عفیف نعیمی !جمال الدین خانجانی! بهروز توکلی ! سعید رضایی !</p>
<p dir="rtl">پله ها را با سرعت طی می کنیم. هیجان در چشمان همه موج میزند. سعی میکنیم هرچه زود تر خود را به طبقه بالا برسانیم تا بیش از این عزیزانمان را در انتظارنگذاریم.</p>
<p dir="rtl">یک هفته کامل انتظار برای یک ربع ملاقات با خانواده ! بی عدالتی است. همه این را می دانیم و با این وجود وقتی چهره های معصومشان را می بینیم که از آن سوی کابین ملاقات با شوق به ما چشم دوخته اند همه ی سختی ها و بی عدالتی ها را فراموش می کنیم.</p>
<p dir="rtl">شانزده ماه است که این داستان ادامه دارد.<span id="more-571"></span></p>
<p dir="rtl">شانزده ماه است که این هفت نفر انسان های شریف بی گناه همچون صدها هموطن دیگرشان در بند ظلم گرفتارند. شانزده ماه است که منتظر برگزاری دادگاهند. دادگاهی که میگویند قرار است بعد از بارها تغییر تاریخ این هفته برگزار شود.</p>
<p dir="rtl">هربار که پدرم خبری این چنینی را می شنود لبخند می زند. در پشت لبخند او دنیایی از احساسات پنهان است. دنیایی از آرامش و توکل ناشی از ایمان قوی او به راهی که در پیش گرفته و دنیایی از غم ودلتنگی انسانی که تشنه ی آزادی است.</p>
<p dir="rtl">گاهی که ملاقات حضوری است بدن لاغر شده او را در آغوش میگیریم و دست های سرد او را در دست می فشاریم تا انرژی وعشق خود را به او منتقل کنیم و او به تک تک ما توجه می کند از زندگی و فعالیت هایمان می پرسد و با پیوند که در سالهای اولیه نوجوانیش از داشتن پدرمحروم است شوخی می کند و او را در آغوش می فشارد.</p>
<p dir="rtl">از خاطرات زندان برایمان می گوید. چه خاطراتی که سالهای زندگی افرادی که در جامعه چنان مفید بودند اکنون در روزمرگی درون دیوار های زندان تلف می شود. هرکدام با مشکلات جسمی خاصی روبرو هستند و ازکمترین امکانات همچون داشتن تخت هم محرومند. هر چند به خوبی می دانند که برای رسیدن به اهداف عالی همیشه فداکاری واز خودگذشتگی لازم است. و این بهایی است که لازم است پرداخته شود.</p>
<p dir="rtl">دراین چند ماه اتهامات گوناگونی به این هفت نفر نسبت دادند و آن ها با تکیه بر اعتقادات راسخشان چون کوه استقامت کرده واز عقاید و خواسته های خود و جامعه بهاییان ایران دفاع کردند. این جامعه که سالها هدف انواع ظلم ها و تضییقات بوده است اکنون بیش از پیش نگران وضعیت مدیران اسبق خود و دیگر افرادی است که تنها به دلایل اعتقادی در زندان به سرمی برند و مشخص نیست که چه حکمی در مورد آنها اجرا خواهد شد.</p>
<p dir="rtl">در ملاقات ها به پدرم چشم می دوزم ودر حالی که اشکم روان است در این اندیشه فرو می روم که اگر دادگاه اینان نیز بر اساس اصول قانونی و حقوق بشری برگزار نشود واگر ما را برای همیشه ازنعمت داشتن او و آرامش وعشقی که به زندگیمان می بخشد محروم کنند، چگونه می توانم به زندگی با خلائی که این چند ماه به واسطه نبودنش درزندگیم وجود داشت ادامه دهم؟</p>
<p dir="rtl">اما می دانم که رنجی که در طی این چند ماه کشیده شد،سختی دوری از پدر ها و مادر هایمان وروز هایی که این عزیزان بی هیچ گناهی در بند بودند فراموش نخواهد شد.تاثیرات این استقامت ها به زودی آشکارخواهد شد و ایرانی سربلندو آزاد برای همه ی افراد از عقاید و باور های مختلف خواهیم داشت.این را باوردارم و به امید آن روز و دیدار مجدد پدرم به زندگی ادامه می دهم.</p>
<p dir="rtl" align="left"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/571/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عبدالفتاح سلطانی در گفتگو با کمیته گزارشگران حقوق بشر: ادامه بازداشت هفت مدیر جامعه بهایی، تنها اضافه نمودن باری بر دوش پرونده نقض حقوق بشر حاکمیت است</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/566</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/566#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 10:52:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه]]></category>
		<category><![CDATA[محفل ملی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه فعالان حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[یاران ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=566</guid>
		<description><![CDATA[ کمیته گزارشگران حقوق بشر – هفت مدیر جامعه بهایی ایران موسوم به &#8220;یاران ایران&#8221; پس از گذشت بیش از یکسال و نیم از قرار بازداشت موقت همچنان در زندان به سر می‌برند. شش تن از آنان در 25 اردیبهشت ماه 87 و یک تن در 15 اسفند 86 بازداشت شدند. اکنون پس از گذشت بیش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;"> کمیته گزارشگران حقوق بشر – هفت مدیر جامعه بهایی ایران موسوم به &#8220;یاران ایران&#8221; پس از گذشت بیش از یکسال و نیم از قرار بازداشت موقت همچنان در زندان به سر می‌برند. شش تن از آنان در 25 اردیبهشت ماه 87 و یک تن در 15 اسفند 86 بازداشت شدند. اکنون پس از گذشت بیش از یک سال و نیم از دستگیری، این افراد همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند. جمال الدین خانجانی، بهروز توکلی، سعید رضایی، مهوش ثابت، فریبا کمال‌آبادی، عفیف نعیمی و وحید تیزفهم اسامی هفت مدیر جامعه‌ بهایی است که مسئولیت‌های اداری این جامعه را بر عهده داشته‌اند. قرار قبلی جهت برگزاری دادگاه این افراد، 27 مرداد تعیین شده بود که به تعویق افتاد و به 26 مهرماه موکول گشت. لازم به ذکر است پیش از این نیز قرار بود دادگاه این هفت تن، 20 تیرماه برگزار شود. کمیته گزارشگران حقوق بشر طی گفتگویی با عبدالفتاح سلطانی یکی از چهار وکیل این پرونده، به بررسی آخرین وضعیت هفت زندانی بهایی پرداخته است. این مصاحبه  شب 25 مهرماه یعنی کمتر از 24 ساعت مانده تا قرار اعلام شده جهت برگزاری دادگاه این هفت تن، صورت پذیرفته است.</h4>
<p style="text-align: right;"><strong>کمیته گزارشگران حقوق بشر: برگزاری دادگاه هفت مدیر جامعه بهایی طبق قرار قبلی به روز 26 مهرماه موکول شده است. آخرین وضعیت آنان چگونه است و آیا دادگاه برگزار خواهد شد؟ اگر باز هم دادگاه به تعویق بیفتد به نظر شما دلیل آن چیست؟</strong></p>
<p style="text-align: right;">فردا به احتمال قوی دادگاه برگزار نخواهد شد. در تاریخ 15 شهریورماه بنده و وکلای دیگر این پرونده به قرار بازداشت موقت اعتراض نمودیم. مدت قرار بازداشت موقت قبل منقضی شده بود و دادگاه از نظر قانونی حق تمدید قرار بازداشت موقت را نداشت. پرونده برای رسیدگی به اعتراض بنده و سایر همکاران به دادگاه تجدید‌نظر ارسال شد. اصولا ظرف 4 الی 5 روز به اعتراض به پرونده‌هایی که متهمان آن در زندان به سر می‌برند رسیدگی می‌شود اما در خصوص این پرونده اکنون پس از گذشت حدود 40 روز از فرستادن پرونده به دادگاه تجدیدنظر حتی شعبه‌ای که پرونده به آن ارجاع داده شده باشد نیز برای ما مشخص نیست، به این معنا که مراجعه ما به قسمت رایانه بی‌ثمر بوده و هنوز حتی به ما اعلام نکردند پرونده به کدام شعبه رفته است.<span id="more-566"></span></p>
<p style="text-align: right;">این مطلب نشان می‌دهد که عده‌ای نمی‌خواهند این دادگاه برگزار شود. پیش‌بینی ما نیز همین بود که به احتمال زیاد دادگاه تا فردا برگزار نخواهد شد چرا که هنوز پرونده از دادگاه تجدیدنظر به دادگاه بدوی یعنی شعبه 28 دادگاه انقلاب عودت داده نشده است و تا زمانی که پرونده‌‌ای نباشد طبیعی است امکان رسیدگی وجود نخواهد داشت.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>کمیته گزارشگران حقوق بشر: تحلیل شما از علل یکسال و نیم بازداشت موقت این هفت‌تن چیست و آیا تعویق دادگاه و ادامه بازداشت این افراد با شرایط امروز ایران مرتبط است؟</strong></p>
<p style="text-align: right;">قطعا جریانی که اقدام به بازداشت این هفت‌تن و برخورد با جامعه بهایی نمود اهدافی داشت و می‌توان گفت اکنون پس از گذشت 17 ماه دیگر آن اهداف را دنبال نمی‌کند و حداقل تصور می‌نماید به اهداف خود رسیده است، چرا که پس از گذشت این زمان طولانی از دستگیری، پرونده برای آنان سودی در بر نخواهد داشت. با توجه به شرایط بین‌المللی و همچنین شرایط داخلی نگهداری رهبران جامعه بهایی در زندان به جز هزینه چیزی برای حاکمیت در بر‌نخواهد داشت. مخصوصا با توجه به اینکه این افراد فعال سیاسی نبوده و یک تشکل سیاسی نیز محسوب نمی‌شوند و تنها در حیطه اعتقادات دینی‌شان فعالیت می‌کردند.</p>
<p style="text-align: right;">در واقع ادامه نگهداری این هفت‌تن، جز اینکه باری بر دوش پرونده نقض حقوق‌بشر جمهوری اسلامی بیفزاید کار دیگری نمی‌کند. به نظر بنده حاکمیت نیز به این نتیجه رسیده است و آنان نیز می‌خواهند بدون اینکه با مشکلی برخورد کنند با تامل و تدبیر به این پرونده رسیدگی کنند. ما نیز پیش‌بینی می‌کنیم ظرف 1 الی 2 ماه آینده با قرار وثیقه آزاد شوند چرا که نگهداری آنان در زندان غیرقانونی است. البته باز هم این امر بستگی به تصمیم قاضی و همچنین شرایط داخلی دارد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>کمیته گزارشگران حقوق بشر: با توجه به اینکه گروه دیگری از رهبران بهایی 25 سال پیش اعدام شدند آیا می‌توان این تصور را داشت که حاکمیت به دنبال فرصتی است تا این عمل خود را تکرار کند؟ با توجه به اینکه برای این هفت‌تن اتهام مفسد فی‌الارض در نظر گرفته شده است.</strong></p>
<p style="text-align: right;">درست است که کیفرخواست اعدام برای این هفت‌تن صادر شده اما احتمال اینکه این حکم به جریان بیفتد بسیار بسیار ضعیف است چرا که حاکمیت می‌داند این امر هزینه‌ سنگینی در بر خواهد داشت. به اعتقاد بنده، بیشتر جریان تندرو موسوم به انجمن حجتیه در پشت این پرونده قرار دارد که این انجمن از قبل از انقلاب با جامعه بهایی مخالف بوده است، اما طیف عاقل جناح راست درپی احکام اینچنینی نیست و بعید است که این هفت‌تن با حکم شدیدی روبرو شوند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>کمیته گزارشگران حقوق بشر: در خصوص حکم محاربه، اگر دو عنصر مادی و معنوی را در نظر بگیریم، آیا عنصر مادی جرم این هفت‌تن اثبات شده است؟</strong></p>
<p style="text-align: right;">برای هیچیک از هفت اتهام مطرح‌شده در کیفرخواست هیچ عنصر مادی وجود ندارد. کیفرخواست صادرشده تنها شامل کلی‌گویی است و همانند بسیاری از پرونده‌های سیاسی، عقیدتی هیچ استدلال حقوقی در آن وجود ندارد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>پی‌نوشت:</strong> دادگاه هفت مدیر جامعه بهایی برای چندمین بار صبح روز 26 مهرماه به تعویق افتاد. تا به این لحظه هنوز تاریخ جدیدی برای برگزاری دادگاه اعلام نشده است.</p>
<h4 style="text-align: right;">گزارش از <a href="http://www.schrr.net/spip.php?article6322" target="_blank">مجموعه گزارشگران حقوق‏بشر</a></h4>
<p><span> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/566/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بلاتکلیفی رهبران جامعه بهاییان ایران</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/564</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/564#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 04:43:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[محافل ملی]]></category>
		<category><![CDATA[محفل ملی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[یاران ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=564</guid>
		<description><![CDATA[ 
اردیبهشت ماه سال ۸۷ بود که هفت تن از رهبران جامعه بهاییان ایران از سوی ماموران امنیتی بازداشت شدند. این گروه که شامل دو زن و پنج مرد است، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را بر عهده داشته‌اند. آنان اعضای &#8220;محفل ملی غیررسمی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"> </p>
<p style="text-align: right;">اردیبهشت ماه سال ۸۷ بود که هفت تن از رهبران جامعه بهاییان ایران از سوی ماموران امنیتی بازداشت شدند. این گروه که شامل دو زن و پنج مرد است، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را بر عهده داشته‌اند. آنان اعضای &#8220;محفل ملی غیررسمی بهاییان ایران&#8221; مشهور به &#8220;گروه یاران&#8221; هستند.</p>
<p style="text-align: right;">از جمله اتهام‌های این هفت تن، ایجاد تشکیلات غیرقانونی، توهین به مقدسات، جاسوسی برای اسراییل و اقدام علیه امنیت ملی است. چند ماه پس از دستگیری آنان، اتهام جدید و تهدید‌کننده‌‌ی &#8220;مفسد فی‌الارض&#8221;  به موارد پیشین اضافه شد. کیفر چنین اتهامی در جمهوری اسلامی، مرگ و اعدام است.<span id="more-564"></span></p>
<p style="text-align: right;"> دیان علایی، نماینده جامعه بهایی در دفتر ژنو سازمان ملل، در گفت‌وگو با دویچه‌وله، خبر می‌دهد که قرار قبلی محاکمه این گروه در ۱۸ اکتبر سال جاری، به دلایل نامعلوم به تعویق افتاده و وضعیت‌شان مانند سایر زندانیان بند ۲۰۹ اوین، سخت و نگران‌کننده است.</p>
<p style="text-align: right;">عبدالفتاح سلطانی یکی از چهار وکیل مدافع پرونده این گروه که تاکنون موفق به دیدن موکلان خود و مطالعه کامل پرونده آنان نشده، به دویچه‌وله گفت: «کیفرخواستی که صادر شده، خطرناک است. معاونت امنیت دادسرای تهران در زمان تشکیل این پرونده، حسن زارع دهنوی بود معروف به قاضی حداد که خیلی سختگیرانه و خارج از چارچوب قوانین برخورد می‌کرد. جالب است بدانید، دادیاری به نام حیدری فرد که از یکی از مراجع قم استعلام کرده و ایشان هم خیلی کلی گفته، اگر جاسوسی کرده باشند، مفسد فی الارض هستند. این در حالی است که وزارت اطلاعات گزارش داده که جاسوسی این عده محرز نیست».</p>
<p style="text-align: right;"> به گفته عبدالفتاح سلطانی، پرونده این گروه چنان سنگین و حجیم است که هر یک از وکلا تنها موفق به خواندن بخشی از آن شده‌اند. این پرونده با وجود تمام شدن تحقیقات مقدماتی و آمادگی متهمان برای دفاع و محاکمه، در دسترس هیچکس قرار ندارد و معلوم نیست به کدام شعبه دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است. عبدالفتاح سلطانی می‌گوید: «به نظر می رسد، مایل نیستند که به این زودی محاکمه را انجام دهند. انگار اراده‌ای هست برای عدم محاکمه، ولی دلیل را ما نمی‌دانیم. البته برای شرایط فعلی عذر دارند، زیرا پرونده برای اعتراض به شعبه رفته است. اساسا روند اعتراض به قرار، حداکثر یک هفته طول می‌کشد، ولی بیشتر از یک ماه است که پرونده درشعبه‌ها سرگردان شده است».</p>
<p style="text-align: right;">دیان علایی، نماینده بهاییان در دفتر ژنو سازمان ملل تاکید می‌کند که تقاضای جامعه جهانی، آزادی این گروه به قید وثیقه و محاکمه علنی آنان است. خانم علایی یادآوری می‌کند که به دلیل غیرقانونی اعلام شدن کلیه نهادهای بهایی، در حال حاضر هیج تشکیلاتی از سوی بهاییان در ایران وجود ندارد. خانم علایی می‌‌گوید: «آزار و تبعیض دینی ادامه دارد و بیشتر هم شده است. دستگیری‌ها صورت رسمی پیدا کرده‌اند و در حال حاضر حدود ۳۰ نفر به اتهام بهایی بودن در زندان‌های ایران هستند. کودکان بهایی را در مدارس اذیت می‌کنند و ورود به دانشگاه‌ها هم با سختی صورت می‌گیرد».</p>
<p style="text-align: right;">عبدالفتاح سلطانی احتمال صدور حکم اعدام برای این هفت نفر را با توجه به شرایط شعبه و اوضاع بین‌المللی ضعیف می‌داند. وی ابراز امیدواری می‌کند که متهمان با قید وثیقه، کفالت، ضمانت یا هر قید قانونی دیگری آزاد شده و به پرونده‌شان در یک فضای به‌دور از تشنج و با رعایت ضوابط دادرسی عادلانه رسیدگی شود.</p>
<p style="text-align: right;">هفت بهایی دستگیر شده، طی یک سال و نیم بازداشت، تنها یک بار با دو تن از وکلای مدافع خود دیدار داشته‌اند. بنا بر گزارش سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند. این دین در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیروان آن مورد تبعیض و محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی قرار دارند.</p>
<h4 style="text-align: right;">گزارش از <a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4793070,00.html" target="_blank">دویچه‏وله</a></h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/564/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>براستی گناه بر گردن کیست؟</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/557</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/557#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 05:09:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[اتهامات]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[دگراندیشان]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=557</guid>
		<description><![CDATA[ 
ایران‏پرس‏واچ: انتقادهای سیاسی روز افزون از برخی جریان‏های سیاسی در داخل ایران که بعضا با استفاده از عنوان‏های کلی &#8220;خرافه‏گرایی&#8221; و &#8220;بابی‏گری جدید&#8221; همراه می‏شود نگرانی‏های گسترده‏ای نزد بهائیان ایجاد کرده است. امروز در سرزمینی که شاید بتوان آن را مهد تساهل و مدارای مذهبی و قومی نامید و هنوز نشانه‏های بسیاری از این خوی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"> </p>
<h4 dir="rtl"><em>ایران‏پرس‏واچ</em>: انتقادهای سیاسی روز افزون از برخی جریان‏های سیاسی در داخل ایران که بعضا با استفاده از عنوان‏های کلی &#8220;خرافه‏گرایی&#8221; و &#8220;بابی‏گری جدید&#8221; همراه می‏شود نگرانی‏های گسترده‏ای نزد بهائیان ایجاد کرده است. امروز در سرزمینی که شاید بتوان آن را مهد تساهل و مدارای مذهبی و قومی نامید و هنوز نشانه‏های بسیاری از این خوی پسندیده به صورت آثار مکتوب و ساختمان‏های با شکوه در جای‏جای آن به چشم خورد، گروه‏های مختلف ایرانیان احساس در اقلیت بودن می‏کنند. با این حال به نظر می رسد که متاسفانه بسیاری از ایرانیان دلسوز همچنان لزوم پذیرش انضباطی خاص در اندیشه، گفتار و کردار فردی و گروهی را برای برون رفت از این بحران باور نکرده‏اند و نقد سیاسی و اجتماعی را تابع ضوابط خاص مبتنی بر حقوق‏بشر نمی‏نمایند. قربانی کردن آگاهانه یا ناآگاهانه اقلیت‏های زیر فشاری که هیچگاه امکان دفاع آزادانه از خود را نداشته‏اند تنها به این دلیل که بخشی از جامعه آماده است تا با پیوند زدن تبلیغات تبعیض‏آمیز گذشته با وضعیت کنونی واکنش سیاسی به ظاهر بهتری از خود نشان دهند تنها به دیرپا شدن و پنهان ماندن مشکلات اصلی و بنیادی می‏انجامد که خود خالق و عامل اصلی وضعیت ناخواسته امروز می‏باشند. این واقعیتی است که تاریخ تلخ دویست ساله اخیر ایران به نمایش گذاشته است. در حالی که جامعه ایرانی همچون هر جامعه در گذار دیگری نیازمند جراحی‏های بزرگ و شجاعانه می‏باشد تلاش برای استفاده از میان‏برهایی این چنین به نتیجه‏ای متفاوت از آنچه تا کنون اتفاق افتاده نخواهد انجامید. چندی پیش <em>ایران‏پرس‏واچ</em> به انتشار مطلبی با عنوان &#8220;<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/post/514">موعودگرایی و ولایت‏مداریِ جمهوری اسلامی و نسبت آن با بهائیان</a>&#8221; پرداخت که نویسنده آن آرام آناهید نگرانی خود از این بازی خطرناک را خاطر نشان ساخته، تلاش کرده‏ بود تا تناقض درونی چنین مقایسه‏ای را از لحاط اعتقادی و تاریخی به نمایش گذارد. انتشار مصاحبه اندیشمند مشهور ایرانی یوسفی اشکوری با عنوان &#8220;“<a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4709040,00.html">موعودگرایی و ولایت‏مداری در جمهوری اسلامی</a>&#8221; در دویچه‏وله بهانه‏ای گردید تا نگرانی‏های پیشین مجددا مورد توجه قرار گیرد. آرام آناهید متن پیش‏رو را که پیش از این در <a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/think/more/19535/">ایران امروز</a> انتشار یافته با دغدغه مشابهی به رشته تحریر درآورده است.</h4>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align: right;"><strong>آرام آناهید</strong></p>
<table dir="rtl" border="0" cellpadding="0" align="left">
<tbody>
<tr>
<td> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl">مدتی پیش آقای یوسفی اشکوری گفتگوی بسیار جالبی را تحت عنوان &#8221; <a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4709040,00.html" target="_blank">موعودگرایی و ولایت‌مداری در جمهوری اسلامی‌</a>&#8221; با دویچه وله داشته اند که حاوی نظرات مفید و نکات ناگفته بسیار درباره شرایط کنونی ایران بود. اما نکته ای در این مصاحبه من را بر آن داشت تا، بطور خاص از آن رو که برای آقای اشکوری احترامی خاص قائلم و همواره ایشان را ستایش کرده ام، این یادداشت را در پاسخ ایشان بنویسم. آقای اشکوری در مصاحبه خویش این نظر را طرح نمودند که نگاه موعودگرایانه آقای احمدی نژاد و همفکران ایشان تداوم شیوه &#8220;تفکر بابیه و تفکر شیخیه و تفکر شاه اسماعیلی&#8221; است. از نگاه ایشان، روحانیت شیعه با تاکید بر نیابت عامه، همواره در برابر این گونه ادعاهای موعودگرایانه ایستاده است. البته آقای اشکوری به درستی به این واقعیت ناظرند که ادعای قربیت ظهور یا نیابت خاص عملا نافی اقتدار روحانیت شیعی است و از همین رو روحانیون آن را بر نمی تابند. اما به باور من، تحلیل ایشان، که نقش روحانیت را در شکلگیری این نوع تفکر زیر سوال میبرد و در عوض تلویحا گناه آن را بر گردن شاه اسماعیل صفوی، شیخ احمد احسایی، یا سید علی محمد باب می اندازد، خالی از ایراد نیست.<span id="more-557"></span><br />
واقعیت این است که نگاه موعودگرایانه، ویژگی ذاتی تشیع اثنی عشری است، نه انحرافی عوام گرایانه از آن. در زمانی که شیعیان اقلیتی کوچک و آسیب پذیر بودند، روایت حضور پنهان امام دوازدهم از یک سو ضامن نجات این جامعه از سردرگمی و پراکندگی بود، و از سوی دیگر موجب سلب اعتبار از حکومت حاکمان شیعه ستیز وقت می شد. بنا بر این عجیب نیست که در میان تمامی رویکردهایی که به دنبال وفات امام حسن عسکری به مسئله امام دوازدهم مطرح گردید، نگاهی که بر غیبت صغری و سپس کبرای فرزند آن حضرت اصرار داشت، ثابت و برقرار ماند و توانست هویت جامعه پیروان خویش را پاس دارد، از محو شدن ایشان در دل اکثریت جلوگیری کند، و امکان رشد آنها را فراهم آورد. به این ترتیب، و به مدد تلاش محدثان و علمای بزرگ شیعه، این نگاه جزء لایتجزای هویت و آگاهی شیعی شد. در حقیقت این نگاه چنان با تشیع پیوند خورد که امروز کمتر مسلمان شیعه ای است که انتظار ظهور امام غایب را یکی از مهمترین ارکان هویت خویش تلقی نکند.<br />
شاید از زمانی که صفویه تشیع را به مذهب رسمی ایران بدل کردند، آنچه پیش از این اسباب حفظ هویت و پویایی یک جامعه دینی بود کم کم برای آن جامعه هزینه ساز شد. به هرحال امروز، در ایرانی که تحت حاکمیت ولایت فقیه شیعی اداره میشود، به جرات میتوان گفت که تعداد متفکران و اندیشمندان شیعه مذهبی که روایت غیبت را با تردید فزاینده مرور میکنند کم نیست. شاید در عصر صفویه نیز اینگونه متفکران کم نبودند. با این وجود، در آموزه های بزرگان اندیشه ایرانی-شیعی در چهار قرن اخیر کمتر نشانه ای از تلاش برای گذار از روایت کهن می توان یافت. هنوز هم آنهایی که در خلوت اندیشه خود، یا در گوش محرمان خویش، سخنی نو زمزمه می کنند، بر منبر همان حکایاتی را یاد میکنند که پیشینیانشان فریاد کرده اند.<br />
چگونه میتوان مدعی شد که روحانیون شیعه عصر صفوی مشکل تفکر موعودگرایانه شاه اسماعیل را حل کردند وقتی که همیشان در دوران صفویه بیش از هفتاد کتاب و رساله در اثبات وجود حضرت قائم، شرح نشانه های ظهور ایشان، و توصیف وقایع پس از ظهور نگاشتند، وقتی که همانها وعده تداوم حکومت شاهان صفوی تا ظهور امام زمان را دادند، یا وقتی که خود ایشان احکامی را که حکومت صفویه را مقدمه ظهور معرفی مینمود پذیرا شدند. چگونه می توان فرض کرد که روحانیت شیعه عصر ما گناه موعودگرایی امروز طیفی از حاکمیت را برگردن ندارد وقتی که برای سه دهه کودکان ایرانی آموختند که هر روز در صف مدرسه آرزوی وصل نظام جمهوری اسلامی به حکومت مهدی را فریاد کنند، جوانانش یاد گرفتند که لباس رزم پوشند و خود را در زمره لشکریان امام دوازدهم ببینند، و پیرانش وادار شدند که هر شب در حالی سر بر بالین نهند که بر لب جمله &#8220;امروز دیگرم به فراق تو شام شد * در آرزوی وصل توعمرم تمام شد&#8221; را زمزمه میکنند.<br />
امروز، همان کتابهایی که در عصر صفویه نگاشته شده و علامات و نشانه هایی را ذکر مینمودند که تلویحا حاکی از نزدیکی ظهور بود با کمی دخل و تصرف در اینجا و آنجا باز انتشار یافته اند، و باز ظهور را چقدر نزدیک می نمایانند. اگر براستی، آنگونه که اطرافیان آقای خمینی تصریح میکنند، رهبر انقلاب اسلامی با طعن با موعودگرایانی که مدعی ارتباط با امام زمان بودند سخن میگفتند، یا امروز، به باور شما، آقای مصباح بنا به ملاحظات محافظه کارانه خویش با آقای احمدی نژاد و همفکرانش مدارا میکند، این امر به معنای تبرای ایشان از آنچه اکنون شاهد آنیم نیست. بر عکس، گناه ایشان دوچندان است، چرا که به خود اجازه داده اند تا بر اساس ملاحظات پدرمآبانه خویش &#8211; و لابد با این فرض که عامه شیعیان قادر به درک پیچیدگیهای مسائل دینی و بطور خاص روایت مهدویت نیستند و ضروری است تا بواسطه القائاتی عوام پسندانه به صراط مستقیم درآیند – نه تنها مقدسات که هویت یک جامعه دینی را به بازی گیرند.<br />
متاسفانه اندیشمندان سرزمین ما باز هم بجای آنکه ریشه مشکلات را در آنجا که باید جستجو کنند، انگشت اتهام را بسوی دیگران دراز می کنند. اکنون مدتی است که مخالفان آقای احمدی نژاد، جریان فکری حامیان او را بتلویح یا تصریح ادامه تفکر پیروان سید علی محمد باب معرفی میکنند، یعنی همان جماعتی که یک قرن و نیم پیش با نگاهی متفاوت به روایت غیبت و تاکید بر نمادین بودن حکایات و اشارات پیرامون آن واقعه به درکی جدید از هویت و سرنوشت خویش دست یافتند، درکی که البته به قیمت جدایی ایشان از بدنه جامعه شیعی و شکلگیری یک حرکت دینی جدید منجر شد. بر خلاف علمای عصر صفوی که وعده خروج امام زمان از این یا آن جزیره و سرزمین و نبرد سنگین او با دشمنان آل علی را می دادند، یا موعودگرایان هم عصر ما که در صدد فراهم آوردن لوازم ظهور آن حضرت جهت محو استکبار جهانی، و حل مشاکل عالمند، این جماعت به این باور رسیدند که غیبت، نه واقعه ای عینی، که رخدادی مثالی بود که برای جامعه شیعی از ارزش نمادین خاص و معنای سمبلیک عمیق برخوردار بود. ایشان در تلاش برای بازخوانی این واقعه و کسب درکی تازه از آن، به این باور قاطع رسیدند که ظهور قائم، رخداد قیامت، و خروج مردگان از قبر اشاراتی باطنی به آفرینش جهانبینی دینی نو و گذار انسان از باورهایی هستند که، به زعم ایشان، دیگر به قامت آدمی برازنده نبود. این همان چیزی بود که آنها را بطور کامل از شیعیان عصر صفوی، یا شیعیان زمان ما، جدا کرد.<br />
براستی آیا کسانی که تفکر موعودگرایان جدید را با &#8220;بابیگری&#8221; مقایسه می کنند، نشانه ای دال بر آمادگی این موعودگرایان برای گذار از باورهای غیرعقلانی کهن یافته اند؟ گمان نمیکنم. به باور من، موعودگرایی امروز تداوم صریح و روشن همان باورهایی است که برای بیش از هزار سال در بین شیعیان رایج بوده است. شاید آنچه که تازه است این است که باوری که زمانی برای نفی حاکمیت حکام جائر بکار رفته بود، و دورانی برای تحکیم اقتدار حکومت شیعه، اکنون ناخواسته به اعتقاد راسخ بخشی از خود حاکمیت سیاسی-دینی بدل شده است. شاید مشکل اینجاست که کسانی که قرار بود تا ابد پای منابر بنشینند و مخاطب و مستمع حکایات و روایات عامه پسند نخبگان دینی و رهبران مذهبی باشند، اکنون خود رهبری جامعه را در دست گرفتند.<br />
به هر حال، بسیاری از مخالفان این جریان همچنان بر &#8220;بابی گرایانه&#8221; خواندن این جریان مصراند. احتمالا ایشان در تلاشند تا با ایجاد ارتباط میان اندیشه موعودگرایان حاکم و تفکر بابی اسباب تضعیف جریان فکری موعودگرایانه کنونی را فراهم آوردند. اما، خواسته یا ناخواسته، بهاییان ایران که خود در صف اول قربانیان موعودگرایی جمهوری اسلامی قرار دارند، اکنون به تدریج به قربانیان نهایی این شیوه استدلال نیز بدل میشوند. امروز، بهاییان ایران، در نهایت تعجب ناظر و سامع استدلال کسانی هستند که واقعه تولد، غیبت، و ظهور اعجازگونه دوباره فرزند امام حسن عسکری در آینده ایام را عقلا و شرعا صواب می دانند، اما برداشت سمبلیک بهاییان از این وقایع و روایات را &#8220;خرافه گری&#8221; تلقی می کنند؛ کسانی که اصرار خود بر حدوث عینی روایت غیبت را بر موعودگرایایی سیاستمداران و نظامیان عصر ما بی تاثیر می دانند، اما انگشت اتهام را به سمت جماعتی نشانه می روند که 160 سال است که با تجدید نظر در این روایت هویت دینی جدیدی را برای خود رقم زده اند، و ظلم و تبعیض ارکان قدرت در سرزمین خویش را بجان خریده اند. متاسفانه آقای اشکوری، که به باور قاطع من اندیشمندی مستقل و متفکری آزاده هستند، شاید کمی عجولانه، با تایید این شیوه استدلال در مصاحبه خویش ناخواسته به جریانی کمک کرده اند که همواره با مقصر دانستن دیگران بخاطر آنچه بر سر ایران و ایرانی میرود از تلاش صمیمانه و منصفانه برای شناسایی و درمان مصائب این جامعه دردمند باز مانده اند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/557/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آتشی در خرمن</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/533</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/533#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 18:57:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اتهامات]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=533</guid>
		<description><![CDATA[تاکنشان
نمی‎دانم چه روی داده و کدامین رویداد هراسناکی پدیدار گشته که ناگاه از هر کرانهء ایران‎زمین ندای وادینا برخاسته و فریاد وامذهبا به عنان آسمان رسیده است.  گویی آتشی در خرمن افتاده که صدایی از جایی برخاسته و به دیگر نقاط نیز سرایت نموده است.  دو واژه را قافیه ساخته و سوار بر مرکب تقلید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;">تاکنشان</h4>
<p dir="rtl">نمی‎دانم چه روی داده و کدامین رویداد هراسناکی پدیدار گشته که ناگاه از هر کرانهء ایران‎زمین ندای وادینا برخاسته و فریاد وامذهبا به عنان آسمان رسیده است.  گویی آتشی در خرمن افتاده که صدایی از جایی برخاسته و به دیگر نقاط نیز سرایت نموده است.  دو واژه را قافیه ساخته و سوار بر مرکب تقلید و تکرار در میدان خوف و هراس تاخت و تاز آغاز کرده‎اند. وهّابیت را با بهائیت هم‎وزن یافته و بی آن که به عقاید آنها و دوری هزاران سال نوری از یکدیگرشان را ملاحظه نمایند، در یک ردیف بیانشان نمایند و یکی را تهدیدی برای اهل تسنّن یابند و دیگری را برای اهل تشیّع دشمنی قدیم مطرح نمایند.</p>
<p dir="rtl">مگر نه آن که سالها است بهائیان در کنار شما زیسته‎اند و همواره زبانشان را در کام از حرکت باز داشته‎اید و قلمشان را بشکسته و از هر گونه نشر عقاید منعشان نموده و سخت تهدیدشان نموده‎اید که هیچ افترایی را پاسخ ندهند و هیچ دروغی را برملا نسازند و اگر جز این کنند به کنج زندانشان خواهید انداخت و بر بالای دارشان خواهید فرستاد؟ مگر نه آن که در این سی ساله از هیچگونه فشاری فروگذار نکردید و از هیچگونه ضربه و لطمه‎ای دریغ ننمودید؟ چه شده است که ناگاه فرهنگی شده‎اید و قصد مبارزهء فرهنگی نموده‏اید؟<span id="more-533"></span></p>
<p dir="rtl">اگر قصد آن دارید که در این میدان فرهنگ به فعالیتی چشمگیر بپردازید، باید که به بهائیان و وهّابیان نیز اجازت دهید سخن خویش بگویند و کلام خود را بیان دارند، والاّ به تنهایی به قاضی رفتن و راضی بازگشتن شرط قیام فرهنگی نیست.  می‎گویید که آنها بیان کلام خویش کنند و به نشر عقاید خود پردازند.  شما نیز چنین کنید. اگر بهائیان به انتقاد از عقاید شیعه پردازند، یا نفی باورهای آنها را نمایند، شما نیز دربارهء آنها چنین کنید.  اگر بهائیان به دیانت اسلام و باورهای شیعه و سنّی احترام گذارند، شما نیز دربارهء آنها چنین کنید. اگر احترام دوسویه باشد، شنوندگان توان شنیدن دارند و امکان داوری کردن تا پی به حقیقت برند و به سرمنزل مقصود برسند. چه که همگان را مقصود رستگاری است و رسیدن به رضای الهی. کسی نمی‎کوشد که دیگری را گمراه سازد.  اگر جز این باشد، و اگر مقصود منکوب کردن دیگران باشد، و اگر منظور از قیام فرهنگی در هم کوبیدن باورهای دیگران باشد، چندان به درازا نخواهد کشید که شنوندگان گوینده را رها سازند و در پی کسی روند که نشر آراء خود کند و اعتقادات خویش را بیان نماید و دلیل و برهان اتیان کند و به شعور انسانی احترام گذارد و آدمی را دارای عقل سلیم داند.</p>
<p dir="rtl">باشد که دست حق به همراه هر آن کسی باشد که قصد هدایت ابناء بشر را دارد.  دلتان آگاه و جانتان پرانتباه باد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/533/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آخرین خبرها از ایران</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/524</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/524#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 05:50:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[اتهامات]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[سرویس خبری جامعه بهایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=524</guid>
		<description><![CDATA[ 
ماهفروزک: جريمۀ نقدى خانم وصال يوسفى 
 
خانم وصال يوسفى از ماهفروزک كه در ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ از زندان آزاد شده بود، به پرداخت ۳۰۰،۰۰۰ تومان (حدود ۳۰۰ دلار آمريكا) جريمه محكوم شد.
 
ساری: جريمۀ نقدى آقاى انور مسلمى
 
آقاى انور مسلمى از سارى كه در ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد، به پرداخت ۳۰۰،۰۰۰ تومان (حدود ۳۰۰ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p dir="rtl"><strong>ماهفروزک: جريمۀ نقدى خانم وصال يوسفى</strong><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">خانم وصال يوسفى از ماهفروزک كه در ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ از زندان آزاد شده بود، به پرداخت ۳۰۰،۰۰۰ تومان (حدود ۳۰۰ دلار آمريكا) جريمه محكوم شد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>ساری: جريمۀ نقدى آقاى انور مسلمى</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">آقاى انور مسلمى از سارى كه در ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد، به پرداخت ۳۰۰،۰۰۰ تومان (حدود ۳۰۰ دلار آمريكا) محكوم شد.</p>
<p dir="rtl"> <span id="more-524"></span></p>
<p dir="rtl"><strong>ساری: جريمۀ نقدى آقاى عادل صميمى و همسرش</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">آقاى عادل صميمى و همسرش خانم شيرين فروغيان هر كدام به پرداخت ۳۰۰،۰۰۰ تومان جريمه (حدود ۳۰۰ دلار آمريكا) محكوم شدند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>ساری: مبلغ وثيقۀ خانم ديدار هاشمى</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">براى خانم ديدار هاشمى از سارى كه در ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ آزاد شد، مبلغ ۷۰،۰۰۰،۰۰۰ ميليون تومان (حدود ۷۰،۰۰۰ دلار آمريكا) وثيقه تعيين شده بود.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>يزد: مرخصى موقت آقاى مهران بندى</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">به آقاى مهران بندى از يزد، از ۲۲ شهريور ۱۳۸۸ يك مرخصى موقت ۱۰ روزه داده شد. پس از آزمايشهاى پزشكى به خانوادۀ آقاى بندى اطلاع داده شد كه وضعيت جسمى او براى تحمل زندان مناسب نيست اما دادستان اين يافته را نپذيرفت.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>ياسوج: مرخصى موقت خانم روحيه يزدانى</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">مرخصى پنج روزه اى كه به دلايل پزشكى به خانم روحيه يزدانی (بقائی) از ياسوج داده شد و از ۱۴ شهريور ۱۳۸۸ آغاز شده بود، براى شش روز ديگر تمديد شد. خانم يزدانى اكنون تحت معالجۀ پزشكى قرار دارد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>سمنان: لغو جواز كسب خانم سوسن تبيانيان و تقاضاى تجديدنظر وى</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">خانم سوسن تبيانيان از سمنان كه در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ از زندان آزاد شده بود، در تاريخ ۸ شهريور ۱۳۸۸ نامه اى از اتحاديۀ صنف پوشاک سمنان دريافت نمود كه تأييد مى كرد پروانۀ كسب وى باطل شده است. نامه حاکى است كه اين اقدام بر اساس دستورالعملى از ادارۀ نظارت بر اماكن عمومى مورخ ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ به اتحاديۀ صنف پوشاک صورت گرفته که در آن خواستار لغو جواز کسب خانم تبيانيان تحت عنوان عدم صلاحيت شده اند. نامه به امضاى رئيس اتحاديه رسيده و از خانم تبيانيان خواسته است پروانۀ باطل شده را تحويل دهد؛ در عين حال به وى اخطار شده که هر گونه سوءاستفاده از پروانه كسب مورد پيگرد قانونى قرار خواهد گرفت. خانم تبيانيان نسبت به رأى دادگاه عليه خود تقاضاى تجديدنظر داده است.</p>
<h4 dir="rtl"> گزارش از <a href="http://news.persian-bahai44.org/" target="_blank">سرویس خبری جامعه بهائی</a></h4>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/524/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موعودگرایی و ولایت‏مداریِ جمهوری اسلامی و نسبت آن با بهائیان</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/514</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/514#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 22:43:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=514</guid>
		<description><![CDATA[دریافت پی‏دی‏اف
ایران‏پرس‏واچ: پژوهشگر دینی صاحب نام ایرانی، حسن یوسفی اشکوری شخصیتی نیست که برای فارسی‏زبانان ناشناخته باشد. چندی پیش خبرگزاری آلمان در مصاحبه‏ای با ایشان که با عنوان &#8220;موعودگرایی و ولایت‏مداری در جمهوری اسلامی&#8221; منتشر شده، برخی مسائل روز عرصه سیاست داخلی ایران را از منظری اعتقادی و تاریخی مورد توجه قرار داده است. هرچند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-content/uploads/2009/09/AramAnahid1.pdf">دریافت پی‏دی‏اف</a></h4>
<h4 dir="rtl">ایران‏پرس‏واچ: پژوهشگر دینی صاحب نام ایرانی، حسن یوسفی اشکوری شخصیتی نیست که برای فارسی‏زبانان ناشناخته باشد. چندی پیش خبرگزاری آلمان در مصاحبه‏ای با ایشان که با عنوان &#8220;<a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4709040,00.html">موعودگرایی و ولایت‏مداری در جمهوری اسلامی</a>&#8221; منتشر شده، برخی مسائل روز عرصه سیاست داخلی ایران را از منظری اعتقادی و تاریخی مورد توجه قرار داده است. هرچند نگاه نقاد اشکوری برخی از نقاط تاریک و مبهم در روابط میان افراد و گروه‏های دینی فعال در عرصه سیاسی چهار دهه اخیر را به خوبی روشن ساخته و پرتو جدیدی بر آنها می‏افکند ولی در نگاه تاریخی به مسئله موعودگرایی طبقه‏بندی را به کار می‏گیرد که به نظر نمی‏رسد با تاریخ اعتقادات و باورهای دینی در ایران زمین قابل انطباق باشد. ایشان ضمن ردیابی اشارات موعودگرایانه تا شاه اسماعیل تاکید می‏نمایند که &#8220;&#8230;خط سیر موعودگرایی را ما اولین بار در شیخ احمد احسایی می‌بینیم و بعد در سید محمد باب&#8221; و سپس ادامه می دهند که این یک شیوه رهبری خاص در پاسخ به شیوه‏های سه‏گانه فقها، صوفیه و اخباریون بوده است. هرچند بر اثر تکرار انتساب بخشی از جریان سیاسی حاکم در ایران امروز به &#8220;بابی‏گری&#8221; از سوی گروه‏های مختلف موافق و مخالف نظام سیاسی کنونی وجود چنین ارتباطی بسیار بدیهی می‏نماید ولی واقعیت اینجاست که میان جریان مشهور به &#8220;بابی‏گری&#8221;—که خود اصطلاحی برجای مانده از میراث‏های بهائی‏ستیزان و بابی‏ستیزان است—و موعودگرایان کنونی و نمونه‏های تاریخی آن تفاوت‏های بسیاری وجود دارد که مقایسه آنها را تا حد بسیار زیادی غیرممکن می‏سازد. در حالی که شاه‏اسماعیل و نمونه‏های معاصر او در دستور گرفتن از امام غایب متفق‏القول هستند، بابیان و بهائیان هر دو وجود امام غایب را مورد تردید کامل قرار دادند. این تفاوت که خود ریشه در نگاه تفسیری خاص بابیان و بهائیان به مسئله دین دارد، تنها مصداقی ملموس است تا تفاوت‏های ریشه‏ای این دو جریان را از یکدیگر نمایان سازد. ایران‏پرس‏واچ چندی پیش مقاله‏ای را منتشر کرد که نویسنده آن با نگرانی جریان تولد پارادایم جدیدی را که می‏تواند خواسته یا ناخواسته به بهائی‏ستیزی جدیدی منجر شود، دنبال کرده بود. همانند گرفتن دوباره این دو جریان که حقیقتا کمترین مشابهتی از جهت رویکرد دینی خود دارند، به ویژه از سوی یکی از فرهیخته‏ترین پژوهشگران دینی ایرانی بهانه‏ای شد تا این نگرانی به جا را با نشر مجدد مقاله آرام آناهید بیان نماییم.</h4>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>بهائیان، خرافه گرایی، و هویت ایرانی</strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><strong>آرام آناهید</strong></p>
<p dir="rtl"> تا چند سال پیش، معمولا هرگاه نامی از بهائیان در رسانه های وابسته به حکومت ایران یا جناح‏های مختلف آن برده می‏شد، برای آن بود که از رابطه این اقلیت دینی با دشمنان ایران و اسلام و توطئه‏هایش بر علیه ملت سخن به میان آید. اما اکنون چندی است که بهائیان به شکلی روزافزون با مسئله ای جدید پیوند داده می شوند: خرافه گرایی. گاهی در جریان نقد گرایش‏های خرافه گرایانه در جامعه ایران به ارتباط این خرافات با اعتقادات بابی-بهائی اشاره می‏شود. زمانی غلیان باورهای هزاره گرایانه در جامعه امروز ایران تداوم توطئه 160 ساله استعمارگران برای بسط گرایش‏های خرافی در ایران تلقی می‏گردد. وقتی نیز، بی آنکه سخنی از وضعیت کنونی جامعه ایران به میان آید، اعتقادات بابی- بهائی به طعنه و کنایه باورهایی سراسر خرافی تلقی می‏گردد و سرزنش می شود. شتاب فزاینده انتشار اینگونه اخبار و تحلیل‏ها کم کم این ظن را به یقین نزدیک می‏کند که ما در آستانه ورود به دوران جدیدی از بهائی ستیزی هستیم.<span id="more-514"></span></p>
<p dir="rtl">بعد از تمامی آنچه که در طی یک قرن و نیم گذشته شاهد بوده‏ایم، دیگر این مسئله که در ایران هر اتفاقی به نحوی به بهائیان پیوند زده می‏شود، حداقل برای خود بهائی‏ها امری عادی و پیش پا افتاده است. هفت دهه پیش، وقتی بهائیان برای نخستین بار با اتهام سرسپردگی روسیه و انگلیس مواجه شدند، این اتهام موجب بهت زدگی ایشان شد. آنها تا آن زمان معمولا به طور گسترده با اتهاماتی رنگارنگ مبنی بر بی خدایی، بی اخلاقی، یا بی دینی مواجه بودند، اما به وطن فروشی یا بیگانه پرستی متهم نشده بودند. اما، در جریان انقلاب مشروطه و حوادث پس از آن، جامعه ایران به نحو فزاینده‏ای نسبت به دخالت منفی دول روس و انگلیس در سرنوشت خود بدبین شد، و این مقدمه شکلگیری نظریات عریض و طویل توطئه در اذهان را فراهم آورد. مدت‏ها طول کشید تا بهائیان دریافتند که بهائی ستیزی، با یک چرخش پارادایم، چهره‏ای کاملا متفاوت به خود گرفته است و اکنون، مخالفانشان، از دین جدید به عنوان توطئه‏ای طرح ریزی شده توسط دشمنان ایران و اسلام نام می‏برند<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn1">[1]</a>. نویسندگان بهائی، که تا آن زمان عموما با مراجعه به قرآن و حدیث به استدلال در دفاع از باورهای خویش و رد اتهامات وارده بر آمده بودند اکنون با ادعاهایی رو در رو بودند که اینگونه استدلالات را به کلی بی حاصل می‏ساخت. کم کم بهائیان، که اهل دین بودند نه سیاست، به پاسخگویی اتهامات جدید پرداختند- اما شاید کمی دیر بود. با وجود شواهد و دلایل ارائه شده توسط محققین بهائی در رد ادعاهای مخالفین، کم کم در جامعه ایران پیرامون سرسپردگی بهائیان به دول اجنبی اجماعی نسبی حاصل شد، بطوری که دیگر حتی ایرانیانی که به آزاد اندیشی خود مباهات می‏کردند و با افراد یا خانواده‏های بهائی در ارتباط بودند، غالبا با این فرض که &#8220;تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها&#8221; بر سرسپردگی بهائیان مهر تایید می‏زدند و با این مدعا که &#8220;شما خودتان خبر ندارید که بازیچه‏اید&#8221; ادله و براهین دوستان بهائی خود را عقیم می‏گذاشتند. در واقع، پارادایم جدید پارادایمی ابطال ناپذیر بود، چرا که هر آنچه بهائیان در اثبات عدم ارتباط خویش با سازمانهای جاسوسی روسیه و انگلستان و آمریکا و اسراییل می آوردند در عمل شاهدی می‏شد بر این مدعا که این سازمان‏ها آنچنان به خوبی به جعل دین جدید و سو استفاده از جماعتی فریب خورده پرداخته‏اند که اکنون بر خود آن جماعت هم این امر مشتبه شده که به راستی پیروان آئینی جدیدند.</p>
<p dir="rtl">آنچه،اکنون و در نهایت، منادی مرگ بطئی پارادایم توطئه شده شاید همان ابطال ناپذیری آن است. در واقع، سو استفاده از این پارادایم چنان بسط پیدا کرد که در عمل هر طبقه و صنفی در ایران مخالفین خود را به سرسپردگی دشمنان خارجی متهم ساخت. روند متهم شدن دیگران به ارتباط با دشمن خارجی توسط حاکمیت جمهوری اسلامی، طی سی سال گذشته، چنان به تمامی مخالفان، دگراندیشان، و بالاخره در جریان ناآرامی‏های پس از انتخابات اخیر، مردم عادی سرایت پیدا کرد که در عمل منجر به ایجاد نوعی حس همذات پنداری  میان تمامی کسانی شد که طی سالیان سال به تدریج قربانی این اتهام شده بودند. شاید این حس، یک بار برای همیشه، فضا را برای گذار جامعه ایران از توهم توطئه و شکلگیری یک نگرش تاریخی واقعگرایانه فراهم آورد. شاید هم هنوز شرایط برای چنین گذاری فراهم  نیست. اما در هر حال، تردیدی نیست که امروز غالب روشنفکران و بخش قابل توجهی از مردم عادی جامعه ایران به نظریات توطئه با تردید و بدبینی فزاینده می‏نگرند. این، برای بهائی ستیزان، بدین معناست که دیگر پارادایم توطئه کارآیی گذشته را نخواهد داشت.</p>
<p dir="rtl">در عمل نیز، به نظر می‏رسد که ما اکنون در آستانه گذار به سمت پارادایمی جدید هستیم. و البته این بار نیز، مقدمات این گذار در تجربه جامعه ایران از شرایط خویش فراهم آمده است. طی چند سال اخیر، جریانی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی، به طور فزاینده توسط مخالفان خویش به خرافه گرایی متهم شده است. داستان‏هایی درباره نامه‏نگاری شخصیت‏های حکومتی با حضرت مهدی، گفتگوی آنها و تعظیمشان در برابر امام زمانی نامرئی در دفتر کار، برنامه ریزی و تدارک آنها برای ظهور  قریب الوقوع، و حتی گمانه زنی درباره نقشه عملیات جنگی لشکریان اسلام به دنبال ظهور دائما بر سر زبانهاست. این روایت‏ها، اگر صحیح باشند، به راستی تکان دهنده‏اند. اما شاید تکان دهنده‏تر آن باشد که تعداد فزاینده ای از منتقدان اکنون با نام‏هایی چون &#8220;بابی گری جدید&#8221; از این جریان سخن می‏گویند و به تلویح یا تصریح میان آن و آئین بابی/بهائی ارتباط برقرار می‏سازند.</p>
<p dir="rtl">شاید بتوان این منتقدان را به دو دسته تقسیم کرد. دسته نخست کسانی را شامل می‏شود که موضعی برون دینی اختیار کرده‏اند. اینان عموما به باور شیعیان به ظهور امام غائب به عنوان نوعی بیماری اجتماعی و فرهنگی می‏نگرند که جامعه ایران اکنون قرن‏هاست با آن دست به گریبان است. از نظر آنها، جنبش بابیه قرن نوزدهم و جریان اخیر از جمله عوارض این بیماری اند. دسته دوم، اما، موضعی کاملا دینی دارند و از منظر تفکر حاکم شیعی به این جریان می‏نگرند. ظاهرا برای این گروه دوم اعتقاد به وجود امامی که در سال 255 هجری قمری در شهر سامرای عراق متولد شده و اکنون 14 قرن است که در مکانی پنهان به سر می برد در تخالف با عقل سلیم نیست، اما آنچه خرافی است سخن گفتن از ارتباط با این امام است. آنچه هر دو دسته، سهوا یا عمدا، فراموش می‏کنند این است که جریان اخیر بر انتظار تحقق عینی روایت‏های غیر عقلانی موجود پیرامون امام دوازدهم مبتنی است، حال آنکه ظهور آیین بابی و بهائی در قرن نوزدهم نافی امکان تحقق عینی آنها و مبتنی بر تعبیر سمبولیک مواعید موعودگرایی شیعه بود.</p>
<p dir="rtl">                                                          ***</p>
<p dir="rtl">واقعیت این است که تنها روایت اسلامی آشتی ناپذیر با عقل روایت شیعیان از تولد و سپس غیبت صغری و کبرای امام زمان نیست. برای اندیشمندان اسلامی، همواره وفق دادن بخش قابل توجهی از آموزه ها و روایات اسلامی و قرآنی با عقل چالش برانگیز بوده است. قرآن و حدیث از قیام مردگان روایت می‏نمودند، از بهشت و جهنم سخن می‏گفتند، و از جن و ملک حکایت می‏کردند. برای اندیشمندان اسلامی توجیه عقلی این روایات و حکایات چندان آسان نبود. به علاوه این پرسش نیز مطرح بود که چرا حقایق دینی در آثار الهی، نه مثلا همچون حقایق فلسفی به صورت گزاره ای، که عموما در قالب روایت‏ها و حکایت‏هایی عجیب بیان شده است. شاید نخستین بار این فارابی، فیلسوف قرن سوم و چهارم هجری، بود که راهی برای توجیه اختلاف زبان فلسفه و دین فراهم آورد. فارابی معتقد بود که فیلسوف و نبی از دو طریق مختلف به عقل فعال متصل می‏شوند. از نظر او، در حالی که ارتباط اندیشمند به واسطه تعقل ظنی میسر می‏گردد، نبی از قوه خیال برای اتصال خویشتن به سرچشمه حقیقت مدد می‏جوید<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn2">[2]</a>. این تلویحا بدان معنا بود که اختلافات ظاهری میان حقیقت فلسفی و دینی ناشی از اختلاف میان دو حوزه یا &#8220;عالمی&#8221; است که حقیقت در آن تجلی یافته است. در حالی که فیلسوف حقایق را در قالب مفاهیم و گزاره های انتزاعی ادراک می‏نماید، نبی آنها را در عالم خیال و در حالی که لباس وجودات غیر مادی را بر تن نموده‏اند مشاهده می‏نماید.</p>
<p dir="rtl">یک قرن پس از فارابی، امام محمد غزالی در کتاب <em>فیصل التفرقة بین الاسلام و الزندقة</em> تاکید نمود که اندیشمند اسلامی مجاز است تا قائل به &#8220;وجود خیالی&#8221; برای آنچه که شریعت از وجود آن خبر داده باشد<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn3">[3]</a>. برای غزالی، که خیال عارف را برتر از عقل فیلسوف یافته بود، تایید امکان وجود موجودات یا رخداد وقایع در عالم خیال به هیچ وجه به معنای تخفیف میزان اعتبار این موجودات و وقایع نبود. برعکس، عالم خیال عالمی بود که در آن حقایق غامض الهی رنگ محسوسات می‏گرفتند تا در غالبی سمبولیک و به شکلی روایی خود را بر مخاطب خویش آشکار کنند. پس از غزالی، نوبت به شهاب الدین سهروردی<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn4">[4]</a> و سپس ابن عربی<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn5">[5]</a> رسید تا به تبیین و توصیف عالم خیال پردازند. از نظر این دو، عالم &#8220;خیال منفصل&#8221; (یا &#8220;مثال اکبر&#8221;) عالمی قائم به خود بوده و وجودی مستقل از افراد و اشخاص، یا فاعلین تخیل، داشت. تاکید بر وجود عالم &#8220;خیال منفصل&#8221; عملا بدان معنا بود که وجودات خیالی صرفا سوبژکتیو و فردی نیستند. جماعتی از مردمان (و بطور خاص اعضای یک جامعه دینی) قادرند تا بر سر آنچه در عالم خیال تجربه کرده‏اند به اجماع رسند و تخیلات خویش را با یکدیگر سهیم شوند. سهروردی احتمالا نخستین کسی بود که آسمان این عالم را هورقلیا نامید، و جابلقا و جابلسا (جابرسا، جابرصا) را، که اتفاقا در برخی احادیث شیعه نیز بدانها اشاره شده<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn6">[6]</a>، در زمره اراضی آن دانست.</p>
<p dir="rtl">به تدریج، نه تنها نزد عرفا و فلاسفه اسلامی که برای متفکران شیعی نیز عالم خیال به جایگاه تحقق آن دسته از وجودات و وقایع منقول در دین تبدیل شد که حدوث مادی آنها محال می‏نمود. حتی پیش از شیخ احمد احسایی، ملاصدرای شیرازی از عالم مثال سهروردی برای توجیه معاد جسمانی در غالب &#8220;بدن مثالی&#8221; بهره گرفت. اما شاید بطور خاص این شیخ احسایی، اندیشمند قرن سیزدهم هجری، بود که به صراحت بخش قابل توجهی از باورهای اسلامی و شیعی را به عالم مثالی راجع نمود. شیخ، از معراج حضرت رسول با بدن هورقلیایی نوشت، از ورود بدن‏های هورقلیایی به بهشت و جهنم سخن به میان آورد، و به طور خاص از حضور امام غایب، نه در دنیای فیزیکی، که در جابلقا و جابلسا سخن گفت<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn7">[7]</a>. از این طریق، او و شاگرد مشهورش، سید کاظم رشتی، بسیاری از اتفاقاتی را که براساس برداشت رایج اسلامی و شیعی در عالم واقعیت مادی واقع شده بود، یا قرار بود واقع شود، به عالم خیال منتقل نمودند.</p>
<p dir="rtl">نزدیک به هزار سال طول کشیده بود، تا امکان تحقق برداشتی جدید از آموزه‏های دین اسلام، و از واقعه غیبت در تفکر شیعی فراهم آید. اکنون این آمادگی در گوشه ای از جامعه شیعیان ایجاد شده بود که با وقوف بر این امر که بخشی مهم از تاریخش، نه در عالم ماده، که در تخیل جمعی جامعه دینی تحقق یافته است در راه کسب درکی جدید از روایت‏ها و آموزه‏های دینی خود گام بردارد و به دریافتی جدید از هویت خویش نائل آید. سرنوشت این بود که یک جوان 25 ساله شیرازی منادی درک و دریافت جدید شود: سید علی محمد باب، که چندی در کلاس درس سید کاظم رشتی حضور یافته بود و از او با احترام فراوان یاد می‏کرد. در مدتی کوتاه، این جوان، که نه شمشیر بر کمر داشت و نه عمر هزار ساله، در دل پیروان خود تحولی عمیق درباره چیستی دین و کیستی پیامبر ایجاد کرد و نگاه ایشان را به هستی خویش، و به هدف و مقصدشان در زندگی متحول نمود. او از ظهور یک دین جدید به عنوان نقطه اوج و کمال آیین پیشین سخن گفت، قیامت را زمان ظهور جهانبینی جدید دانست، خروج مردگان از قبر را به رهایی ایشان از باورهای تعبدی کهن تبیین کرد، و بهشت و جهنم را به قرب و بعد الهی تعبیر نمود. اگر جامعه گنجایش تحمل این نگاه جدید را داشت، اگر علما با این هویت نو با کمی مدارا برخورد می‏نمودند، شاید امروز این نگاه جدید جزء جدایی ناپذیر آگاهی ملت شده بود، بی آنکه به نامی جدید شناخته شود. اما چنین نشد. پاداش کسانی که به این نگاه جدید دل بستند دشمنی و نفرت ارکان قدرت در ایران، یعنی روحانیت و حکومت، بود. شانزده دهه بعد، هنوز شیفتگان آن هویت جدید قربانیان هر روزه این دشمنی و نفرتند.</p>
<p dir="rtl" align="center">***</p>
<p dir="rtl">همه ساله، سیزده روز پس از پانزدهم شعبان &#8211; همان روزی که سراسر ایران را چراغانی می‏کنند، تولد امام دوازدهم را جشن میگیرند، و برای ظهور عاجلش به درگاه الهی دعا می‏کنند &#8211; جماعتی از مردمان، در خانه های خویش، در گوشه و کنار این کشور به آرامی دور هم جمع می شوند تا سالگرد تیرباران جوانی را گرامی دارند، که زمانی به ایشان آموخت که می‏توانند از هویت گذشته خویش گذار کنند بی آنکه آنرا نفی نمایند، و عالم را به شکلی نو ببینند بی آنکه آن چه را قبلا می‏دیدند انکار کنند. چرا که، به قول او:</p>
<p dir="rtl">نه این است که شکر ظهورات قبل را ننموده، این ممتنع است. زیرا که انسان در حین نوزده سالگی شکر یوم نطفه را باید کند که اگر نبود آن نطفه، امروز او به این مقام نرسیده بود، و همچنین اگر دین آدم نبود، امروز این دین به این حد نرسیده<a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftn8">[8]</a>.</p>
<p dir="rtl">امروز این جماعت، هم از سوی گروهی از اندیشمندان سکولار و هم از طرف جمعی از چهره های مذهبی، با اتهام خرافه گرایی روبروست. یک بار دیگر، پای بهائیان به عنوان شریکان جرم در آنچه بر این سرزمین می رود به میان کشیده شده است. شاید قصد منتقدین این بوده که با پیوند زدن جریان مذکور با آیین بهائی، یعنی آیینی که از نگاه هواداران آن جریان در زمره بزرگترین دشمنان ایران و اسلام جای دارد، موجبات تضعیف آن را فراهم آورند. یا شاید صرفا می خواسته‏اند که گناه سردرگمی امروز جامعه ایران را بر گردن دیگری اندازند. در هر حال، احتمالا قربانی اتهامات مذکور صرفا یک اقلیت سیصدهزارنفری در ایران، یا یک جامعه دینی شش میلیون نفری در جهان نیست. شاید قربانی اصلی، آن جریان عظیم فکری است که هزار سال به واسطه ابرمردان اندیشه ایرانی-اسلامی به پیش رانده شد، تا امکان تکامل و تعالی جامعه خود را فراهم آورد—جامعه ای که اکنون بیش از یک قرن است که سراسیمه در جستجوی هویت خویش است.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p> </p>
<hr size="1" />
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref1">[1]</a> محمد توکلی طرقی, ‌بهايی ستيزی و اسلام گرايی در ايران‌بهايی ستيزی و اسلام گرايی در ايران، http://www.fis-iran.org/fa/irannameh/volxix/anti-bahaiism</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref2">[2]</a> هانری کربن، تاریخ فلسفه اسلامی: http://issuu.com/abusa1/docs/hist-to-islamic-phil-vol-1/91</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref3">[3]</a>  مجتهد شبستری؛ هرمنوتیک، کتاب و سنت؛ تهران: طرح نو، 1379، صفحه 123 و 124</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref4">[4]</a> زهرا زواریان، عالم مثال از دیدگاه سهروردی، <a href="http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1576939">http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1576939</a></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref5">[5]</a> Henry Corbin, Alone with the alone: creative imagination in the Sūfism of Ibn &#8216;Arabī, page 219</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref6">[6]</a> http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=4297</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref7">[7]</a> Moojan Momen: An Introduction to Shi&#8217;i Islam, Oxford: George Ronald, 1985</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/wp-includes/js/tinymce/plugins/paste/pasteword.htm?ver=3241-1141-vvq6.2.3line3#_ftnref8">[8]</a>  منتخبات آیات از حضرت نقطه اولی، ص 61</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/514/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنرانی خانم شهره آغداشلو در حمایت از گروه هفت نفره یاران</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/498</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/498#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 13:39:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[حق تحصيل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[محفل ملی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[یاران ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=498</guid>
		<description><![CDATA[ 
فیلم زیر، سخنرانی خانم شهره آغداشلو است که در گردهمایی شنبه گذشته، دوازدهم سپتامبر  از طریق کنفرانس ویدیویی شرکت نمود و در حمایت از گروه هفت نفره مدیران جامعه بهائی موسوم به &#8220;یاران&#8221; سخنانی را ایراد کرد. مهمان سرشناس ایرانی دیگر کنفرانس خانم اذر نفیسی بودند
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<h4 style="text-align: right;">فیلم زیر، سخنرانی خانم شهره آغداشلو است که در گردهمایی شنبه گذشته، دوازدهم سپتامبر  از طریق کنفرانس ویدیویی شرکت نمود و در حمایت از گروه هفت نفره مدیران جامعه بهائی موسوم به &#8220;یاران&#8221; سخنانی را ایراد کرد. مهمان سرشناس ایرانی دیگر کنفرانس خانم اذر نفیسی بودند</h4>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/post/498"><p><em>Click here to view the embedded video.</em></p></a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/498/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انصاف به مثابه عنقا</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/493</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/493#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 06:22:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حق تحصيل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[محفل ملی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[یاران ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=493</guid>
		<description><![CDATA[ 
تاکنشان
این بهائیان واقعاً بی‎انصافند با آن که پیامبرشان به آنها دستور داده و توصیه کرده که در جمیع موارد انصاف را رعایت کنند، امّا دریغ و صد افسوس که در بسیاری از موارد انصاف را مراعات نکنند و با قلب قضایا به مظلوم‎نمایی پردازند تا خلق را به سوی خود جلب کنند.  یک موردش همین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"><strong>تاکنشان</strong></p>
<p dir="rtl">این بهائیان واقعاً بی‎انصافند با آن که پیامبرشان به آنها دستور داده و توصیه کرده که در جمیع موارد انصاف را رعایت کنند، امّا دریغ و صد افسوس که در بسیاری از موارد انصاف را مراعات نکنند و با قلب قضایا به مظلوم‎نمایی پردازند تا خلق را به سوی خود جلب کنند.  یک موردش همین محاکمهء سران بهائی معروف به &#8220;یاران ایران&#8221; است.  مرتّب اتّهامات وارده به آنها را تکذیب می‏کنند و آنها را بی‏گناه می‎دانند.  بنده به ضرس قاطع عرض می‎کنم که این هفت تن گناهکارند و باید محاکمه شوند تا حقیقت احوال بر جمیع نفوس واضح و مبرهن گردد.</p>
<p dir="rtl">جمهوری اسلامی، از روی حقّ و حقیقت، اتّهاماتی بر آنها وارد نموده که اهمّ آنها عبارت از فساد در ارض، تبلیغ علیه نظام، اهانت به مقدّسات است.  هر سه مورد وارد است.  اجازه دهید به بررسی یکایک آنها بپردازیم.<span id="more-493"></span></p>
<p dir="rtl">اوّل – فساد در ارض: یاران ایران بهائیان و بخصوص جوانان را تشویق می‎کردند به موادّ مخدّر روی نیاورند، حتّی از سیگار کشیدن اجتناب کنند؛ شرب مسکرات ننمایند، روابط نامشروع نداشته باشند، در محافل خود و مجالس دیگران در پوشیدن لباس مراعات شئون انسانی نمایند، در مکالمات و محاورات خود احترام لسان را محفوظ نگه دارند. از دروغ و غیبت و افترا اکیداً اجتناب نمایند. جمیع این موارد را با استناد به آثار بهائی مکرّراً متذکّر می‏شدند تا اگر احیاناً کسی نشنیده باشد به نحوی به سمع او نیز برسد.</p>
<p dir="rtl">واقعاً اگر اینها فساد در ارض نیست، چه چیزی سبب فساد شود؟ مگر نه آن که مفسد فی‎الارض کسی است که مخالف رضای حکومت رفتار نماید؟ مگر نه آن که مفسد فی الارض کسی است که خلاف رأی علمای اسلام قدمی بردارد؟ پس لابد کارهایی که یاران ایران انجام داده‎اند و شمّه‎ای از آن در بالا ذکر شد از جمله مصادیق بارز فساد در ارض است.  اگر جز این بود که چنین اتّهامی به آنها زده نمیشد.  وقتی جمهوری اسلامی اعلام می‎کند که اینها مفسد فی‎الارض هستند، لابد منظورش همین مواردی است که یاران ایران مکرّراً به بهائیان ایران و جوانان بهائی در این مرز و بوم تذکّر می‎دادند. </p>
<p dir="rtl">دوم – تبلیغ علیه نظام: امان از دست این یاران ایران.  این اقدام یاران ایران دو جنبه داشت.  اوّل در برنامه‎های ضیافت و احتفالات جوانان بود.  مرتّب به این بهائیان گوشزد می‎کردند که در سیاست مداخله ننمایند، اطاعت حکومت کنند، احترام ولاة امور و ملاذ جمهور را مرعی دارند، قوانین جاریه در مملکت را، اگر منافاتی با اصول عقایدشان ندارد، اجرا کنند و به آن عامل باشند و غیره و غیره که از مصادیق بارز تبلیغ علیه نظام است.  جنبه دوم انتقال این موارد به دیگران بود.  وقتی بهائیان، علی‎الخصوص جوانان، با همگنان خود صحبت می‎کردند و منویات مزبور را به دیگران نیز منتقل می‎کردند، مسئولین برآشفته می‎شدند که چرا بهائیان باید سعی نمایند دیگران را دربارهء عقاید خود روشن سازند و اجازه نمی‎دهند رسانه‎های جمهوری اسلامی بهائیان را آنگونه که حکومت می‎خواهد معرفی کنند و عقیدهء راسخ داشتند که اگر حکومت می‎خواست بهائیان آنطور که هستند معرفی شوند، لابد دستشان را باز می‏گذاشت و در جراید امکان درج مقالات و جوابیه‎ها را به آنها میداد.  بدین لحاظ، وقتی بهائیان، در کمال بی‎انصافی، به بیان عقاید خود، آنچنان که هست، می‎پرداختند، دست حکومت رو میشد و بدین لحاظ خشم توفنده‌اش را نصیب یاران ایران کرد تا دیگر پای خود را از گلیم خویش درازتر ننمایند و هرچه حکومت و رسانه‎های تحت سیطره‎اش دربارهء بهائیان می‎نویسند تأیید نمایند و به بهائیان نیز امر کنند که اگر با غیربهائیان صحبتی دارند فقط در حدّ تأیید محتویات جراید تحت امر جمهوری اسلامی باشد.</p>
<p dir="rtl">البتّه انصاف هم حکم می‎کند که چنین کنند.  حالا، اگر بهائیان، به حکم کتابشان، مأمورند که دروغ نگویند، این موضوع دیگری است؛ اصل قضیه این است که آنچه حکومت می‎گوید نفی نشود ولو خلاف حقیقت باشد.</p>
<p dir="rtl">سوم – اهانت به مقدّسات اسلامی است: این از همه وخیم‎تر و مصادیق آن از همه بارزتر است.  اگر بخواهم کلّیه موارد اهانت‌آمیز را ذکر کنم، البتّه مثنوی هفتاد من کاغذ شود.  این یاران ایران به نقل محتویات کتابهایشان برای بهائیان می‎پرداختند تا احساسات آنها را تحریک کنند.  ببینید چه مواردی در کتابهایشان آمده است:</p>
<p dir="rtl">بهاءالله در لوحی می‎گوید، &#8220;الحمد لله الّذی أرسَلَ الحبیب برایات الآیات و جَعَلَه مِن عنده مبشّراً لیبشّر الکلّ بفضله و رحمته الّتی سبقتِ الأرض و السّماء.  هو السّرُّ الّذی بظهوره تزیّنَتِ الأرض و بصعوده و عروجِهِ تشرَّفَتِ الأفلاک؛ بِهِ جَرَت أنهارُ المعانی و البیان فی الامکان و ظَهَرَت أسرارُ الرّحمن بین الأدیان.  تعالی مَن أیّدَه و أقامَه مقامَه فی ناسوت الانشاء.  طوبی لمنَ عَرَف و تقرّب و ویلٌ للمُبعدین.&#8221; (لئالی‎الحکمة، ج2، ص218) (مضمون به فارسی: ستایش خدای را که فرستاد حبیب [حضرت محمّد] را به پرچم‎های آیات و قرار داد او را از سوی خویش بشارت دهنده‎ای که همه را مژده دهد به فضل و رحمتش که سبقت گرفته از آسمان و زمین [یعنی قبل از خلق آسمان و زمین وجود داشته] و او [حضرت محمّد] سرّی مکنون است که به ظهورش کرهء ارض را زینت بخشید و با صعود و عروجش افلاک را به حضورش مشرّف ساخت. به او جریان یافت نهرهای معانی و بیان در عالم خلقت و ظاهر شد اسرار خداوند رحمن بین ادیان.  بلندمرتبه است هر کس به نصرت او برخیزد و مقامش را آنچنان که شاید و باید در روی زمین واضح و مبرهن سازد.  خوشا به حال کسی که او را بشناسد و به او تقرّب جوید و وای بر کسی که از او دوری جوید.]</p>
<p dir="rtl">همین بهاءالله در لوح دیگری می‏گوید، &#8220;حضرت خاتم انبیاء روح ما سواه فداه از مشرق امر الهی ظاهر و با عنایت کبری و فضل بی‏منتهی ناس را به کلمهء مبارکهء توحید دعوت نمودند و مقصود آن که نفوس غافله را آگاه فرمایند و از ظلمات شرکت نجات بخشند.  ولکن قوم بر اعراض و اعتراض قیام کردند، وارد آوردند آنچه را که معشر انبیاء در جنّت علیا نوحه نمودند.&#8221; (لئالی‎الحکمة، ج3، ص292)</p>
<p dir="rtl">&#8220;حق جلّ جلاله به ارسال انبیاء و مرسلین از قبیل حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت رسول صلوات‏الله علیهم اجمعین بر خلق منّت نهاد و هر یک با قدرت و غلبه که به ایشان عنایت فرموده بود قطری از ارض را از عبادت اوثان و عوائد باطله مطهّر فرمود و باب معرفت و عبادت حق جلّ جلاله را وحده بر خلق مفتوح داشتند.&#8221; (فرائد، ص162)</p>
<p dir="rtl">همین سه نمونه کافی است که چه اهانت‏هایی به مقدّسات اسلامی نموده‎اند و یاران ایران همین قبیل فقرات را از کتابها استخراج می‏نمودند و به بهائیان و جوانان می‎دادند تا نظر آنها را نسبت به اسلام برگردانند.  چه اهانتی از این بزرگتر؟  چه توهینی از این شدیدتر؟ چه هتک حرمتی از این بالاتر؟  باید انصاف داد که جمهوری اسلامی به حقّ باید یاران ایران را محاکمه کند تا برای دیگران درس عبرتی باشد که از این قبیل امور قبیحه مرتکب نشوند. جان و دلتان همیشه آگاه و اذهان شما پرانتباه باد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/493/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حمایت آذر نفیسی و شهره آغداشلو از &#8216;احقاق حقوق&#8217; بهائیان</title>
		<link>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/490</link>
		<comments>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/490#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 04:14:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[حق تحصيل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه]]></category>
		<category><![CDATA[محفل ملی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[یاران]]></category>
		<category><![CDATA[اتهامات]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[یاران ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranpresswatch.org/fa/?p=490</guid>
		<description><![CDATA[




کامبیز فتاحی






آذر نفیسی در مورد وضعیت ایران بعد از انتخابات اخیر ابراز نگرانی کرد

آذر نفیسی نویسنده و شهره آغداشلو، هنرپیشه ایرانی، سیاست های دولت ایران علیه بهائیان را ناعادلانه و تبعیض آمیز خوانده و محکوم کرده اند
این دو چهره شناخته شده که در آمریکا زندگی می کنند حمایت خود از بهائیان را در یک گردهمایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">
<div style="text-align: right;">
<div>
<div>
<div>
<p>کامبیز فتاحی</p></div>
</div>
</div>
</div>
<div style="text-align: right;">
<div>
<div>
<div><img src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2009/09/13/090913140354_22.jpg" alt="" width="226" height="170" />آذر نفیسی در مورد وضعیت ایران بعد از انتخابات اخیر ابراز نگرانی کرد</div>
</div>
<p>آذر نفیسی نویسنده و شهره آغداشلو، هنرپیشه ایرانی، سیاست های دولت ایران علیه بهائیان را ناعادلانه و تبعیض آمیز خوانده و محکوم کرده اند</p>
<p>این دو چهره شناخته شده که در آمریکا زندگی می کنند حمایت خود از بهائیان را در یک گردهمایی که روز شنبه، 12 سپتامبر، توسط بهائیان ساکن واشنگتن، پایتخت آمریکا، برگزار شد اعلام کردند</p>
<p>آذر نفیسی نویسنده کتاب &#8220;چیزهایی که درباره آن سکوت کرده ام&#8221;، در تالار لیزنر دانشگاه جورج واشنگتن، برای جمعی که بسیاری از آن ها ایرانی بودند، سخنرانی کرد</p>
<p>او گفت: &#8220;اگر می خواهید بدانید که چقدر مردم ایران این روزها از آزادی برخوردارند، به وضعیت بهائیان نگاه کنید. اگر می خواهید بدانید که چقدر مردم ایران در آینده از آزادی برخوردار خواهند بود، وضعیت اقلیت ها، زنان و گروه های محروم از حقوقشان را ملاک قرار دهید&#8221;</p>
<p>آذر نفیسی پس از پایان این سخنرانی به بی بی سی فارسی گفت: &#8220;دفاع از حق هر کسی که حقش پایمال شده دفاع از حق نوع مسلمانی است که من می خواهم باشم. اسلامی که من از پدر و مادرم یاد گرفتم اسلامی بود که باید با دوستان مروت داشت و با دشمنان مدارا&#8221;<span id="more-490"></span></p>
<p>مقام های ارشد جمهوری اسلامی می گویند که علیه اقلیت های دینی در این کشور تبعیض قائل نمی شوند، اما آنها بهائیت را به عنوان یک دین قبول ندارند و آن را &#8220;فرقه ضاله&#8221; توصیف می کنند.</p>
<p>گروه های طرفدار حقوق بشر می گویند که حبس، تخریب قربستان ها، محرومیت از اشتغال در سازمان های دولتی و نیز محرومیت از تحصیلات دانشگاهی از جمله مشکلاتی بوده است که بهائیان در ایران طی سی سال گذشته با آن مواجه بوده اند</p>
<p><strong></p>
<h2><strong>&#8220;رویاهای مونا&#8221;</strong></h2>
<p></strong></p>
<div>
<div><img src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2009/09/13/090913140504_26.jpg" alt="" width="226" height="170" />این مراسم با اجرای دعا و سرود دسته جمعی برگزار شد</div>
</div>
<p>شهره آغداشلو، هنرپیشه فیلم &#8220;خانه ای از شن و مه&#8221; که ساکن ایالت کالیفرنیاست، به حاضران در تالار لیزنر دانشگاه جورج واشنگتن پیام ویدیویی فرستاد که در آن اقدام های به گفته او تاسف بار دولت ایران علیه بهائیان را محکوم کرد.</p>
<p>شهره آغداشلو گفت: &#8220;من به عنوان فردی که عضو جامعه بهایی نیست، در کنار بسیاری از ایرانی های دیگر حمایتم را از بهائیان اعلام می کنم&#8221;.</p>
<p>این هنرپیشه ایرانی در یک فیلم سینمایی در حال تولید بنام &#8220;رویاهای مونا&#8221; نقش مادر دختر بهایی نوجوانی بنام مونا محمود زاده را بازی می کند.</p>
<p>مونا محمود زاده در ماه ژوئن سال 1983 میلادی در سن 16 سالگی به همراه نه زن بهایی دیگر در شهر شیراز با طناب دار اعدام شدند.</p>
<p>شهره آغداشلو در پیام ویدیویی اش، بخشی از فیلم نامه &#8220;رویاهای مونا&#8221; را برای حاضران قرائت کرد.</p>
<p><strong></p>
<h2><strong>رهبران دستگیر شده</strong></h2>
<p></strong></p>
<p>یکی از موضوع های اصلی گردهمایی روز شنبه سرنوشت هفت تن از سرپرستان جامعه بهائیان ایران است که از ماه مه سال 2008 میلادی در حبس بوده اند.</p>
<p>این هفت تن به نام های فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت، توسط مقام های قضایی ایران به جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات وتبلیغ علیه نظام متهم شدند.</p>
<p>جامعه بین المللی بهائیان به دفعات با صدور بیانیه هایی اتهام های وارده شده علیه این هفت نفر را بی اساس خوانده و خواهان آزادی فوری آن ها شده است.</p>
<div>
<div><img src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2009/08/15/090815123159_iran.jpg_226.jpg" alt="" width="226" height="170" />محاکمه این هفت نفر به تاخیر افتاده است</div>
</div>
<p>آذر نفیسی در گردهمایی روز شنبه گفت که اتهام جاسوسی اتهام جدیدی علیه بهائیان نیست.</p>
<p>به گفته او، در حال حاضر نه فقط بهائیان بلکه هر شخصی که در ایران جرات دگراندیشی داشته باشد دولت ایران او را جاسوس می خواند.</p>
<p>سازمان دهندگان گردهمایی روز شنبه همچنین خواهان آزادی 29 زندانی شدند که به گفته آن ها به دلیل بهایی بودن در حال حاضر در ایران محبوسند.</p>
<p>در همین رابطه، دوایت بشیر، از مقام های کمیسیون آزادی بین المللی ادیان وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا، با حضور در تالار لیزنر در مورد وضعیت به گفته او وخیم حقوق بشر در ایران به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری این کشور سخنرانی کرد.</p>
<p>مقام های جمهوری اسلامی ایران که بارها نقض حقوق بشر در این کشور را رد کرده اند می گویند براساس موازین اسلامی با اقلیت ها و مخالفان رفتار می کنند.</p>
<p>آن ها به ویژه می گویند هرچند قانون اساسی ایران داشتن هر عقیده ای را برای افراد آزاد می داند، در ایران بدون استثنا با هر گروهی که امنیت ملی کشور را به خطر بیاندازد برخورد خواهند کرد.</p>
<p>در قانون اساسی ایران از بهاییت به عنوان یک اقلیت دینی نام برده نشده است و بر اساس گزارش ها بیش از دویست بهایی بعد از انقلاب ایران به دلایل عقیدتی اعدام شده اند.</p>
<p>بهائیان می گویند که به حقانیت دیانت اسلام اعتقاد دارند و بر اساس اصول اعتقادی خود موظف به احترام به قوانین کشوری و پرهیز از دخالت در امور سیاسی- امنیتی هستند.</p>
<h5>گزارش از <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/09/090913_wkf-bahai-nafisi-shohreh.shtml" target="_blank"><em>بی‏بی‏سی فارسی</em></a></h5>
<h5>پیوند مرتبط: <a href="http://www.iranpresswatch.org/fa/post/328" target="_blank">سخنرانی استاد میلانی در حمیات از گروه یاران</a></h5>
<h5></h5>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranpresswatch.org/fa/post/490/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

